هوا کمی گرفته است. ابریه. یه موقع ها بارون میاد یه موقع ها ابرا باز میشه یه
پرتوی از نور خورشید معلوم میشه. میدونی هواشناسی گفته ممکنه هوا سردتر از الان
بشه اونم هفته دیگه، میگه بارونی تر میشه هفته دیگه هفته دیگه ابرا بیشتر گریه می
کنند.
دل منم شبیه این هوا شده شبیه این عکسه شده. من تک بودم و عکسم و گرفتم نمی
دونم کدوم جفت و بیشتر دوست دارم نمی دونم!!!
از تمامی دوستانی که در مطلب پیش کامنت هایشان را انگاشتند به خصوص از جناب
مهدی که با صفای خودش جواب همگی کامنت های معترض گونه را داد متشکرم و دوستانی که
حتی کامنت گذار نبودند اما به خاطر این مطلب کامنت گذاشتند و دوستانی که همیشه لطف
دارند ممنونم.
هدفم از نگاشتن چنین مطلبی دل گرفته ی خودم بود و دیدن عکس العمل شما و اینکه ببینم وقتی عده
ای حرف نمی زنند آیا آن عده حرفی برای گفتن ندارند؟ یا اینکه نه حرف نمی زنند اما
حرف بسیار دارند( مثه خودم) فکر می کنم کش دادن موضوع بی نتیجه باشه حرف برای گفتن
و برای پاسخ دادن به کامنتها بسیار است و نگفتن نشانه لالی یا بی پاسخی نیست. دوست
داشتم جواب تک تک کامنتها را بدهم به بحث اضافه شوم و راهی باز کنم اما به توصیه دوستان که گفته
اند بحث کردن در اینجا بی فایده است عمل می کنم و ماجرا را بیش از این کش نمی دهم. دلم پر بود از گفتن ها و از باریدن ها
اما بر خلاف میلم به سکوت می گذرانم.باشد وقتی که دوستان را خصوصا جناب مهدی را دیدم. هرچند که زمانش احتمالا
طولانی می شود و همه این بحث ها و گفته ها فراموش می شود.
تهران دلش اینروزا گرفته گاهی می بارد گاهی ساکت است. هرچه هست جرات کرد و باریدن گرفت
