حکایت
تخته سیاه و آیینه حکایت نشان دادن و حقیقت می تواند باشد. عده ای معتقدند آنچه که
فیلم ها و سریال ها نشان می دهند بخشی از
آیینه جامعه هست که کارگردان و سیاست تهیه کنندگان باعث ایجاد چنین فیلم هایی است.
برخی هم معتقدند که فیلمسازان با خلق آثارشان در پی ایجاد القائات و تحمیل
افکارشان بر مردم هستند و اگر نجنبیم باعث انحراف در جامعه می شوند. سال پیش فیلمسازی فیلمی ساخت که در جهان سر و صدای
زیادی به پا کرد و کلیسای بریتانیا را به واکنش واداشت. آنجا بود که حتی عده ای در
واکنش به بازی نیکول کیدمن در این فیلم به او تاختند و به او انگ بی خدایی زدند که
در چنین فیلمی بازی کرده.
این حماسه
فانتزی 180 میلیون دلاری بر مبنای نخستین جلد از سه گانه نیروهای اهریمنی نوشته
فیلیپ پولمن نویسنده بریتانیایی ساخته شده که اساسا نسبت به مذهب نگاهی توام با
تردید دارد.
کاتولیک
های محافظه کار و پروتستان های انجیلی فیلم قطب نمای طلایی را محکوم کردند آنها می
گویند نمایش این فیلم می تواند بچه ها را به خواندن کتاب های پولمن و دنیای تاریک
و فرد گرایانه آن جایی که مذهب جلوه ای اهریمنی دارد ترغیب کند.
حوادث
پیرامون این فیلم آنقدر زیاد است که حوصله ی پرداختن به این فیلم را ندارم. اما موردی که در ذهنم برجسته شد
این است که به واقع ما حق داریم سیاستگذاران فیلم ها و سریال ها را متهم کنیم که
شما دارید به مردم فلان چیز را القاء می کنید؟ آیا این آیینه تمام نمای جامعه ما
نیست؟ آیا توان دیدن تلخی هایش را نداریم که این گونه می خواهیم فشار بر فیلمسازان
بیاوریم که چرا چنین تصویری ارائه می
دهید؟
بعد از
اتمام سریال های ماه رمضان بود که فمنیست ها و برخی دیگر معتقد بودند که صدا و
سیما در این سریال ها و در سریال های دیگرش اعم از مرگ تدریجی یک رویا و... می خواهد
نمایشی از زن را نشان دهد که زن در جامعه ضعیف است، زشت است، دائم دنبال شوهر
است، التماس می کند، از آمدن خواستگار
خوشحال می شود، ترشیده ها زیادند، مردسالاری بیداد می کند و...
این طرف
ماجرا سنتی هایی هم هستند که می گویند ( با این آدما از نزدیک برخورد داشتم ) ببین
می خواهند با این کارشان فرهنگ دینی را از بین ببرند ببین کاسه توالت را نشان می
دهند ببین چطور داره سیگار می کشه ببین
اینا رو دارند نشون می دهند و راه رو باز می کنن واسه جوونا و...
فی الواقع
حرف دو طرف ماجرا اعم از فمنیست و سنتی یک چیز است آنهم این است که صدا و سیما می
تواند تخته سیاهی باشد که نوشته هایش ما را اذیت می کند و در پی القا است.
صرفنظر از
اینکه زن در جامعه ما حقیقتی تلخ دارد به این مسئله در هیچ جایی اعتقاد ندارم که
چون چنین چیزی نشان می دهد این رسانه ( فیلم و سریال) در پی القا به شهروندان خود
است و دائم دارد به تماشاگر چیزی یاد می دهد. فکر می کنم فیلم ها و سریال ها آیینه
ای هستند تمام نما از جامعه ی ما.
کسی نیست
به کلیسا بگوید عزیز دل کسی با خواندن کتابی و دیدن فیلمی خدایش را و عقایدش را
نمی فروشد بلکه با پول خدا می رود و با بی پولی شاید بشود گفت خدا می آید (
خبرگزاری خارجی می گفت در کنار بورس داوجونز نیویورک کلیسایی هست که نه تنها
مالباختگان و کسانی که در وامشان وا مانده اند بلکه خود بورس بازان از نگرانی و مشوش بودن اوضاع به کلیسه پناه بردند تا از
خدای خود تقاضای بهبود اوضاع را بکنند. در پایان گزارش می گوید کلیسا های شهر
امروزه به شدت شلوغ است)
این طرف
ماجرا هم باید گفت امروزه همه مردم با پوست و خونشان حس می کنند موفقیت زنان و
دخترانشان را و صد البته موضوع ازدواج موضوعی است که مقصرش دولت و فرهنگ بد خود
همین مردم است که بعضی فیلمسازان در پی نشان دادن این حقیقت ها هستند.
هیچ وقت
به محدودیت و مشروط بودن عقیده ای ندارم
آنهم به دلیل اینکه آنها می خواهند القاء کنند و مغز مردم را شستشو دهند. آیینه
حقیقتی است که باید دیدش
