که

بیشتر این
عمل احمدی نژاد توجه مرا جلب کرد که برای این مرد بوسیدن دست رهبرش با بوسیدن دست
یک جوان فرقی نمی کند و شاید مثل دیگران از این لحاظ قابل تمایز باشد که او دوست
دارد همواره این طور باشد یا این طور خودش را نشان دهد که خدمتگزار مردم است و حتی
حاضر است دستان مردمش را هم ببوسد و از این کار هیچ ذلتی را متحمل نشود. آنهایی که
بوسش دست رهبری را توسط احمدی نژاد آن زمان که داشت رئیس جمهور می شد و خاتمی کمی
آنطرف تر بود را عملی چاپلوسانه و در جهت فریب و ریاکاری خواندند حداقل من اینطور فکر می کنم
که آن عمل احمدی نژاد عملی ریاکارانه نبود و دلیلش هم عکس بوسیدن دست یک جوان
گیلانی توسط احمدی نژاد است که برایش فرقی نمی کند دست رهبرش را ببوسد یا دست
مردمش را. دوگانه عمل نکردن و ریا نبودن
او در این دو تصویر مشخص است.
هر چند
بهرحال مخالف ایده ، افکار، عمل به سیاست های او و گاها فاجعه بار او هستم اما این
عمل بوسش دست را شاید اسمش را فریب و چاپلوسی بشود قلمداد کرد که احتمالش کم هم
نیست اما هر چه هست ریاکاری به مفهوم دوگانه عمل کردن نیست. یعنی اینکه آن عمل
بوسش دست رهبری ریاکاری نبود زیراکه در عمل احمدی نژاد ثابت کرد برایش مردم و
رهبری در امر بوسیدن فرقی ندارد.
