تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

یه دوشبی هست که این جناب برق سر ساعت مهمی چون ده می رود و ما را در کف می گذارد، فکر کن دارم با کامپیوتر  کار می کنم  تله هم روشنه و یهو برق میره.

خلاصه توی این دوشب حسابی محفل را شاعرانه کردیم و با شمع و یه دونه چراغ قوه و یک عدد رادیو یه یک ساعت دو ساعتی را سیر می کردیم( تازه شام را هم در تاریکی خوردم). خیلی با حال بود بعد از سالها توی خونه رادیو گوش می دادم و اون نور شمع هم خیلی قضیه رو رمانتیک می کرد و یه مورد بد هم اینکه گرما واقعا توی برق رفتن شب ادمو اذیت می کنه ( که از همین جا خدمت عزیزان برقی اعلام کنم اگه میشه برق رو شب نبرید همون روز خوب بود ها)

وقتی این برق رفت یاد دوران موشک بارون افتادم خیلی باحال بود می دویدیم تو زیر زمین و صدای ونگ نوزاد  و لرزش دست کودکان وااقعا اضطراب آور بود. (همینجور هی خاطره ها برام زنده میشد) باز ذهنم دوباره از این برق رفتنه رفت سراغ دورانی که این متفقین مثه مور و ملخ ریخته بودند تو این مملکت: اینقدر حس ناسیونالیستی رگمان برجسته شده بود و اعصابمان بهم ریخته بود که وقتی برق بر اثر رو هوا بودن مملکت می رفت فحش را نثار این متفقین می کردیم که بابا جون مملکت رو اشغال کردید و قوانین اشغال را رعایت نمی کنید.

یه دفع دیگه یادمه توی اوج اعتصابات مشروطه وقتی برقه می رفت اعتصابیون هی شعار می دادند برقتو خاموش می کنیم مظفر مظفر؛ رفتیم به مظفر الدین شاه گفتیم جناب شاه چنین شعاری دادند نسبت به شما، مظفر الدین شاه در کمال خونسردی گفت: شازده های عزیز زیاد به این شعارا توجه نکنید و من همین فردا پیامی می دم که این برق رفتنه از قصد نیست ( که فرداشم یادمه مفر الدین شاه معذرت خواهی کرد)

دوران کودکیم هم یادمه که توی کاخ بودیم و وقتی برق  از طریق توفان در جاده از بین می رفت و سیم میما داغون میشد ناصر الدین شاه به این سیبیلش هی تاب میداد و می گفت برویم در ایوان بنشینیم و ماه را نگاه کنیم خاتون می گفت شاه اعظم امشب سوم ماه است و ماه هلالی است نوری ندارد ناصر الدین شاه می گفت خب پس ان چراغ گرسوز را بیاور ( اونموقع ها به خودشون ایمان نداشتند که هاله نور دارند) می نشستیم دور هم و ناصر الدین شاه از دیوانی که داشت چند تا شعر می خواند البته توصیه زن بزرگ شاه این بود که شاه اعظم صدای شما خراشیده می شود بدهید دست یک جوان این شعر را بخواند ( صداش یه نمور کلفت بود) خلاصه دوران شیرینی بود  و مهمتر از همه اینها وقتی برق میرفت نمی گفتند توطئه ای بر ضد شاه و رئیس جمهور است شاید انها فکر نداشتند که توهم تولید کنند البته شاید

 

بعد نوشت:

چند وقت پیشا توی شبکه خبر این برو بچ کیهانی که تاریخ رو روایت می کنند پیرامون تاریخ صهیون در ایران صحبت می کردند ( همون ریش نامیزونه که مدیر کل نیم دونم چی چیه وزارت فرهنگم هست با اون صدای چیزش) می گفت که بله ناصر الدین شااه یه بار که به اروپا رفته بود با خانواده ی چی چی ملاقات کرد و  اون خانواده ه خود صهیونیست ها بودند و از همون زمون بود که اسرائیلی ها نفوذ کردند به ایران و توطئه چینی کردند. من ادامه نمی دم دیگه خودتون برید جلو

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 10:1  توسط مجتبی امین محمد  | 

خاویر کلمنته شرایط مربیگری در تیم ملی فوتبال ایران نپذیرفت منابع اطلاعاتی و خبری یک شرکت صهیونیستی را مقصر این ماجرا اعلام کردند و کارشکنی این شرکت صهیونیستی را علت اقدام کلمنته در فسخ قرارداد با ایران دانستند.

اگاهان از اسپانیا خبر می دهند که این شرکت صهیونیستی که سرمایه گذاران ان  وابسته به کشور اسرائیل  هستند طبق یک تهدید و تشویق کلمنته را راضی به این کار کردند. ظاهرا این شرکت یک شرکت پوشک بچه است که با  پدر و مادر نوه کلمنته قرارداد یکساله بسته بودند که به مدت یکسال تامین پوشک نوه کلمنته را انجام بدهند . نوه کلمنته که از عرق سوزی در ناحیه مربوطه رنج می برد مجبور است از این پوشک با کیفیت و ضد عرق سوزی استفاده کند.

ماجرا از انجا اغاز می شود که وقتی لابی صهیونیست متوجه می شود که کلمنته قصد قرارداد بستن با تیم ملی ایران را دارد  به منظور منزوی کردن ایران و از سر عناد با ایران کلمنته و خانواده او را تهدید به قطع پوشک مخصوص به نوه کلمنته کردند و در یک اقدام عجیب با تشویق اینکه این پوشک را یکسال دیگر به طور مجانی به نوه کلمنته می دهند کلمنته را راضی به فسخ قرارداد بکنند. کلمنته هم از مواضع قبلی دست برداشت و تصمیم به فسخ قرارداد با ایران را انجام داد.

اگاهان همچنین گریه زاری نوه کلمنته چند ماهه را در زمانیکه این شرکت تهدید کرده بود را،  موثر در تصمیم کلمنته دانستند.

 

 

 

 

خبر فوق را اصلا جدی نگیرید فقط طنز بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 12:55  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:9  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 12:56  توسط مجتبی امین محمد  | 

برنامه عبور شیشه ای که هرشب در فصل پاییز از شبکه تهران پخش می شد به اتمام رسید در این نوشته طنز الود به شوخی با مجری این برنامه رضا رشید پور که به تازگی صاحب فرزند دختر شده پرداخته ام. قرار بود تا در نسل ۳ جام جم چاپ شود اما به دلایلی نشد. من خودم که این مجری رو دوست دارم نه زیادی میگه نه ادعای خاصی داره به نظرم که ادم با حالی است.

این برنامه سعی دارد با گفتگوی زنده از رضا رشید پور با بازیگران ، کارگردانان ، خوانندگان و ... به بررسی معضلات سینمای ایران و موسیقی بپردازد

مجری:  smsزدند که فکر کردی خیلی حالیته که سوال های تخصصی می پرسی

مجری در جواب: قطع به یقین همچین ادعایی ندارم. قطع به یقین اطلاعات رو من از جایی دیگه تهیه می کنم و می پرسم

مجری: فردی رو که دعوت کردیم در 10 فیلم بلند سینمایی بازی کرده که قطع به یقین از اثار خوب سینماست یه تصاویری ببینید که قطع به یقین این فرد و به شما معرفی می کند

مجری: اقا می گن که شما خیلی اعصاب کارگردان رو خورد می کنید؟

بازیگر: نه کی می گه؟ هر کی می گه خودشه

مجری: بله قطع به یقین شما از بازیگران به نام سینما هستید اما خوب می گن دیگه

بازیگر: نه اینطورا هم نیست یه دفعه اقای ...( کارگردان) از اینکه در یک سکانس خندم می گرفت و این سکانس یک ماه طول کشید یکم از دستم عصبانی شد

مجری: اقای ... شما تا به حال در فیلم های ملودرام ، جنگی ، پلیسی ، ماورا و تاریخی بازی کردید فکر می کنید کدوم از این سینماها احتیاج به کمک دارند؟

بازیگر: کدوم احتیاج به کمک ندارند ( اینجا بود که بازیگر با حرارت سفره دل خود را باز کرد)

مجری: قطع به یقین همینطور است سینمای ما احتیاج به کمک های فراوانی دارد

بازیگر : متاسفانه تلویزیون حمایت نمی کنه

مجری که امپر می چسبونه: نه! قطع به یقین این طور نیست رسانه صدا و سیما حمایت های فراوانی از سینما کرده خصوصا شخص اقای ضرغامی

مجری: شاید برای بینندگان جالب باشه که اقای ... در 10 سالگی با تیر کمون شیشه خونه اقای ... ( کارگردان) رو میارن پایین ، قطع به یقین که نمی دونسیتید این خونه خونه کارگردان نامی کشور است؟

بازیگر: نه خوب در عوالم کودکی بودم و از قصد هم نزدم و البته همونجا بود که با اشنایی ایشون وارد این عرصه شدم

مجری: شنیدم که می خواهید کاست بدید بیرون؟

بازیگر: خوب بله، البته من کارم دلی است

مجری: قطع به یقین همینطوره

مجری : یه کلیپ داریم از اقای ... قطع به یقین اثرهای اقای ... را گوش کردید؟

بازیگر گیر کرده تو رودروایسی : بله بله ایشون صدای رسایی دارند

مجری بعد از کلیپ: چرا شما چند سال کار نمی کردید؟

بازیگر: فکر می کردم که خیلی تکراری شدم و رفتم به تئاتر

مجری که فکر می کنه میز محاکمه است: پس قبول دارید که تکراری شدید؟

بازیگر : اون موقع بله الان نه

مجری: من با قسمتی از حرف های شما موافقم اونجا که گفتید بله

مجری: خوب قطع به یقین 30 ثانیه وقت داریم توی این 30 ثانیه نظر کلی تون رو راجع به حل مشکلات سینما بگید.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 14:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

وقتی مرغ ماهی خوار

لب رودخونه واسه ماهی قرمز

قصه از عشق می گه <<عشق ! هه !>>

 

وقتی گرگ ، واسه بلعیدن میش

بهش می گه دوستت دارم

وقتی هر ناکس پستی

برای تصاحب هرکی که خواست

می تونه با کلاشی ، بهش بگه عاشقتم

وقتی که پیر سگ لنگ

واسه دندون زدن گوشت تن یه دختر چادر زری

ملک مهرش می کنه

با یه کوه پول ، سحرش می کنه

وقتی که بهش می گه دوستت دارم

 

وقتی مثل سنت صد سال پیش

هنوزم مرد و زنی واسه اولین دفعه

تو حجله می بینن همو

وقتی که خان باجی ها

واسه کاکل سری شون توی فرنگ

عروسو ، پست پیشتاز می کنن

 

دیگه از عاشقی ام بدم می اد

دیگه از شنیدن و گفتن این جمله ها چندشم می شه

 

( وقتی واسه تنفس شرق می گن عوض کن مدیر مسولو

وقتی بین این همه مجله نامه اونی باشه که ارزش خریدن داره

وقتی که بازم یک کاریکاتور مسئله ساز می شه

می مونی تو دو راهی که اون مصاحبه مطبوعاتی چی بود؟

اونجا که گفت نقد دولت بی سابقه س

اونجا که گفت دولت از مطبوعات حمایت می کنه

چشاتو باز می کنی

شک می کنی ، مهرورزی اینه؟

وقتی فاطمه جای الهام باشه سخنگو

اینا دیگه تعجبی نداره)

این شعر منهای اون پرانتز اخرش از دکتر شاهکار بینش پژوه است که به علاوه ی اون پرانتزی که از خودم نوشتم خواستم مرحمی زده باشم برای نبود شرق و نامه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 23:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

این یک مصاحبه پیش بینی شده از برانکو ست که در مورد عملکرد تیم ایران در جام جهانی است

خبرنگار: اقای برانکو عملکرد تیم ایران را در این جام معتبر جهانی چگونه دیدید؟

برانکو: بازیکنان من خیلی خوب کار کردند حریفان ما خیلی با کیفیت بازی می کردند مکزیک و پرتغال جزو 10 تیم اول فیفا هستند وانگولا هم نیچریه قوی را که در جام جهانی های پیش خوب بازی می کردند را حذف کرد و این نشان می دهد که ما با این همه تیم های قوی خوب بازی کردیم

خ: اقای برانکو ولی ما باختیم

ب: نه پس انتظار داشتی 5 تا به مکزیک بزنیم و نایب قهرمان اروپا رو هم مغلوب می کردیم

اینجا بود که این خبرنگار از پررویی برانکو هیچ نتوانست بگوید و گفتگو را یک خبرنگار دیگر ادامه داد

خ: اقای برانکو بازیکنان ایران را مثل همیشه خوب ندیدیم

ب: خوب این تقصیر من نبود از بد شانسی ما نیکبخت مصدوم شد جباری مصدوم شد علی کریمی و وحید هاشمیان و مهدوی کیا هم نسبتا مصدوم بودند و اینها هیچ کدام تقصیر من نبود

خ: ولی بعضی ها معتقدند که تمرینات پرفشار شما در سوئیس باعث شد جباری مصدوم شود؟

ب: کی گفته؟ اصلا هم این طور نیست جباری در تیم قهرمان لیگ بازی می کرد و این طبیعی بود که فشار زیادی بر او وارد شود

خ: اما بقیه چی؟

ب: میرزاپور را ما با روحیه نا مناسب تقویت کردیم سخت به او فشار امده بود و این تقصیر شما خبرنگار هاست

خ: اما خوب بازی نمی کرد

ب: خوب خوب بازی نکند این که دلیل نمی شود او دروازه بان فیکس ایران بود نباید با او چنین رفتار می شد

این خبرنگار هم هاج و واج از جواب برانکو مانده بود

خ: کریمی اون کریمی نبود چرا؟

ب:تقصیر بایر مونیخ است او را مصدوم کردند و تحویل ما دادند ما نمی توانستیم زود او را به اوج برگردانیم

خ: دایی چه؟

ب: بهرحال او 37 سال سن دارد و کارهایی که می خواستم برایم انجام داد (احتمالا اون کار قدم زدن بوده)

خ: 37 سال سن زیاد نیست؟

ب: نه ....بازیکن در باشگاه ریورپلاته با 40 سال دارد بازی می کند

اینجاست که خبرنگار می ماند که این بازیکن کیست اسمش که تا حالا به گوشش نخورده؟این خبرنگار هم بی خیال می شود

خ: یک مسئله خنده داری اینجا وجود دارد و این ان است که از تیم قهرمان ایران استقلال ، هیچ بازیکنی از این تیم حتی یک دقیقه هم بازی نکرد در حالی که در تیم ملی انگلستان جان تری و جو کل و لمپارد که در چلسی بازی می کنند در تیم ملی شان هم فیکس بازی می کنند

ب: خوب اینجا ایران است نه انگلستان

خ: اقای برانکو چراچپ ما انقدر ضعیف است؟

ب: چون من در این 4 سال یک بازیکن چپ مادرزاد ندیدم

خ: پس این منیعی و معدنچی و.. چه؟

ب: در سطح ملی نبودند به علاوه معدنچی در حمله خوب است

خ: خط دفاع ما در این مسابقات بد گل خورد چرا؟

ب: ببینید یک گل از مکزیک را میرزاپور فقط فکر کرد او فکر کرد که افساید است گل بعدی را روی اشتباه مدافعان خوردیم البته تقصیر مکزیک بود که زیاد پرس کرد اشتباه هم جزئی از فوتبال است گل سوم ما مقابل مکزیک هم ضد حمله بود ما باید حمله می کردیم و انها توپ را گرفتند و حمله کردند و در نهایت گل شد

گلهای مقابل پرتغال هم که اصلا صحبتی توش نیست یکی از بهترین بازیکنان اروپا و هم بازی رونالدینهو به یک شوت به ما گل زد گل دوم هم که پنالتی بود و نمی شد کار کرد

من حیث مجموع من فکر می کنم خوب کار کردیم

خ: اقای برانکو تمام کارشناسان معتقدند که تیم ایران در نیمه دوم از لحاظ بدنی کم می اورد چرا؟

ب: من در سوئیس با انها کار کردم ولی کار بدنی دراز مدت است و باید در باشگاه ها با ان کار شود( تنها جواب عقلانی برانکو)

خ: فکر می کنید در این جام جهانی ما بدترین تیم بودیم؟

ب: نه ژاپن هم مقابل استرالیا که ضعیف تر از مکزیک است 3 گل خورد عربستان هم که 4 گل خورد . بنابراین ما یکی از بهترین تیم های اسیایی بودیم ژاپن مقابل کرواسی با شانس یک امتیاز کسب کرد اگر کرواسی ان یک پنالتی را مقابل ژاپن گل می کرد ژاپن را می برد و لی ما مقابل کرواسی تا اخرین لحظات 2 بر1 برده بودیم کرواسی فقط یک گل از برزیل خورد این نشان دهنده دو چیز است

1_ ما قبل از جام جهانی با یکی از بهترین تیم ها بازی کردیم و به جام جهانی رفتیم

2_ کرواسی یک گل از برزیل خورد و ما با کرواسی مساوی کردیم بنابراین ما هم از برزیل که بهترین تیم جهان باشد فقط یک گل خوردیم این نشان می دهد که چقدر خوب و بودیم

خ: اما ما با 6 گل خورده و تنها دو گل زده حذف شدیم در حالی که خط حمله خوبی داشتیم

ب: صربستان که 10 تا گل خورد (اینجا یکی نبود بگه صربستان اولین بارش بود در جام جهانی بازی می کرد)

الان برزیل هم از دو بازی فقط سه گل زده است

خ: علی دایی چرا خداحافظی نمی کند؟

ب: از خودش بپرسید

خ: شما چرا تعویضش نمی کنید؟

ب: وقتی میگه توانایی بازی دارم و می تونم چرا بیرون بکشمش؟

در این لحظه این خبرنگار هم شدیدا داغ می کند

خ: ایا شما در ایران می مانید؟

ب: نه اصلا اصرار نکیند الان فرگوسن از من دعوت کرده که برم انالیزور منچستر شوم به علاوه از چندین تیم عربی پیشنهاد های خوبی دارم

پس از این مصاحبه خیلی زیبا که همگان دچار شوکه شده بودند از جواب های سرمربی ، تصمیم گرفته شد که به جای لغت سنگ پا از واژه برانکو استفاده شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 19:42  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe