تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys


از ماه رمضون تا به حال جسته و گریخته مشغول خوندن یه کتاب جالب هستم که چند سال پیش خریدم( اصولا کتاب هایی به غیر از رمان و داستان رو خیلی طولش میدهم بخونمش و نمی تونم تند تند بخونم و اخیرا هم یاد گرفتم یه خلاصکی ازش داشته باشم.

کتاب مذبور اسمش خداشناسی از ابراهیم تاکنون(  a history of god) هست که نوشته ی کرن آرمسترانگ و ترجمه ی محسن سپهر و انتشارات مرکز هست. این کتاب مفصلا به ادیان ابراهیمی چون یهود مسیحیت و اسلام پرداخته.

بانو کرن آرمسترانگ از برجسته ترین تفسیرگران دین در جهان انگلیسی زبان است او هفت سال راهبه ی کلیساب کاتولیک بوده است پس از ترک راهبه گی در سال 1969 در دانشگاه های آکسفورد و لندن ادبیات کلاسیک و مدرن می خواند. سپس چندین برنامه تلویزیونی درباره ی پولس رسول و تاریخ کلیسا تهیه می کند. کتاب های او: زبانه های آتش: جنگی(طنز) از نوشته های دینی و شاعرانه، از در تنگ، آغاز جهان، انجیل به روایت زن، جنگ مقدس: صلیبیان و تاثیرشان در جهان امروز، عارفان انگلیسی سده چهاردهم، زندگینامه ی محمد پیامبر(ص)، تاریخ خدا: از ابراهیم تا کنون ( که تا کنون به 16 زبان ترجمه شده است) نبرد در راه خدا، بودا.

مناسب دیدم برای اینکه از قسمتهایی جالب از این کتاب برایتان بگویم و در مورد عقاید نویسنده و کتاب صحبت بشه و مطالبی را عرضه کنم مقدمه کتاب را برای آشنایی با ذهن نویسنده در مورد دین و خدا تایپ کنم و اینجا قرارش دهم هر چند که وقت زیادی را هم گرفت اما ارزشش را داشت.

مقدمه کتاب به قلم خانوم آرمسترانگ:

بچه که بودم اعتقادات دین پروپاقرصی داشتم ولی به خدا ایمان چندانی نداشتم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 21:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک. عکسی که می بینید مربوط به سری عکس هایی از روزنامه گاردین انگلیس از عید فطر در کشور های اسلامی است که دیدنش ضرر نداره.

راستی پیروزی خون بر شمشیر( بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد ) هم بر شما و همه ایرانیان و مسلمین و کفار جهان مبارک

اینم سهم یک جوان از سفره ی نفت.  این عکس رو دیروز توی خیابون جمهوری گرفتم و این جوان شب عید به دنبال روزی خود از ... بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:59  توسط مجتبی امین محمد  | 

دیشب سه شنبه شب مشتاق شدم تا به پای بحث و سخنرانی مصطفی  ملکیان بروم هرچند در دفتر حزب مشارکت شاخه جوانان برگزار می شد اما چون تا به حال پای بحث آقای ملکیان ننشسته بودم ( ماقبل از این سروش و مجتهد شبستری و... را پای بحثشان بودم) علاقمند شدم تا ببینم این بار جناب ملکیان از اخلاق چه می گوید.

موضوع بحث جناب ملکیان عقلانیت عملی اخلاقی زیستن بود و سوال مهم این بود که آیا عقلانیت    می گوید که اخلاقی بزییم؟ آیا می توان با رویکرد عقلانی در عین حال اخلاقگرایی را هم زنده نگه داشت و به آن عمل کرد؟

عمل غیر عقلانی عملی است که هزینه اش بیش از سودش است و عمل عقلانی عملی است که هزینه مساوی یا کمتر از سود آن محسوب می شود. این حکم در مورد عمل اخلاقی و در کل زندگی هم حاکم است.

بدیهی است که عمل اخلاقی هزینه دار است و هزینه اش هم کم نیست و سوال این است که سود عمل اخلاقی چیست؟ آیا سود آن کمتر از هزینه اش است و اگر چنین است پس عمل اخلاقی عقلانی هست یا خیر؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5:39  توسط مجتبی امین محمد  | 

دفتر تحکیم وحدت( طیف علامه) به مانند سال های گذشته در شب های قدر مراسمی را با سخنرانی اساتید دانشگاهی در حسینیه ارشاد برگزار می کند.

شب نوزدهم ( جمعه شب): دکتر مهدوی و حجت الاسلام ایازی

شب بیست و یکم( یکشنبه شب) : محمد مجتهد شبستری و دکتر هاشم آقاجری

شب بیست و سوم(سه شنبه شب): حجت الاسلام فیرحی و حجت الاسلام موسویان

ساعت شروع مراسم هم 8:30 شب

 البته مشخص نیست که مانند سال پیش بعد از سخنرانی ها هم دعای جوشن کبیر خونده میشه یا نه و مثل اینکه مثه پارسال حسینیه ارشاد شش شب را برگزار نمی کند و به همان سه شب اکتفا می کند.

علیرضا علوی تبار جمعه، حمیدرضا جلائی پور شنبه ، محسن آرمین یکشنبه، محمد تقی فاضل میبدی دوشنبه و مصطفی ملکیان سه شنبه دوم مهر ماه در جبهه مشارکت سخنرانی خواهند داشت. همچنین مصطفی درایتی مراسم احیا را اجرا می کند. این مراسم از ساعت 21 در محل حزب مشارکت واقع در خیابان سمیه، بین سپهبد قرنی و استاد نجات اللهی ( ویلای سابق) پلاک 180 برگزار می شود.

یه گوشه ای اون کنارا ما رو هم از دعای خودتون فراموش نکنید و آرزوهای خوب خوب برای اطرافیان و کشور فراموش نشه.( اون کشور رو  گفتم چرا می خندی؟)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 15:9  توسط مجتبی امین محمد  | 

مطلبی نوشتم پیرامون توسل به جای توکل؟و سوال ذهنم این بود که چرا ما جامعه ی شیعی ایرانی بیشتر تمرکزمان در دین روی توسل فوکوس شده و نه بر روی توکل که اصلی مهم در دین محسوب می شود و برای مثالش هم آیاتی از قرآن آوردم  که خود خدا روی توکل و توکل کردن مردم و مسلمین تاکید کرده. و اما نظرم راجع به توسل شاید  کمی بد منعکس کردم که بعضی دوستان اشتباه فهمیدند.

  فردی به نام احسان در کامنت همان مطلب، نوشته که:

اين درست است كه خدا بي‌نياز از واسطه است، اما به صورت سنت الهي و به طور تشريعي، اگر خود بخواهد، آيا نمي‌تواند براي خود واسطه‌اي قرار دهد و مردم را از طريق آن واسطه به سوي خود بخواند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:56  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام. امیدوارم اوقات خوشی را در این ماه سپری بکنید و  نمودار سینوسی زندگیتان بعد از ماه رمضان رو به بالا تغییر کند و کمتر زیر خط منحنی داشته باشید.

شبکه سه سیما بین پخش اذان و سریال رضا عطاران قسمتی را به جناب مکارم شیرازی سپرده تا پیرامون موضوعی که خودشان صلاح می دانند هر شب بحثی را ارائه دهند.

موضوع بحث های ایشان توسل است و این مسئله باعث شد که من را وادارد تا مطلبی را بنویسم تحت این عنوان که چرا توسل؟ چرا شیعیان ایرانی بیشتر روی  روند توسل تکیه دارند؟ چرا همیشه به دنبال وسیله ای هستند برای اینکه  به خدا وصل شوند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 23:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

من رفیقم، رهگشایم، باب بگشا، نزد من آ

با او به خیل داشته ها، با ما انبوه تقاضاها

بگشایم با او باب ها، گفت ها، گو ها، در فراز و فرود ها، در مسیر تحقق ها

ضرورت رابطه صاف دلانه، مستمر و استراتژیک  با خدا

شامگاه  دوشنبه ها، مسجد حسینیه ارشاد  طرح بحث از هدی صابر در رمضان سرشار و پربار از دوشنبه 18 شهریور ماه 87 ساعت 22:30 تا 20 :30

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

شخصی نویسی در وبلاگ مسئله ی پیچیده ای نیست اما بعضی ها میگن که نباید توی وبلاگ ادم از عقیده هاش بنویسه چون ممکنه ریا کاری بشه و یا اصولا شخصی نویسی در باب دین و عقیده و اینکه چه کارهایی می کنه درست نیست. ( اینجا نیک آهنگ کوثر شخصی نوشته و عده ای بهش گفتن چرا و اینجا جواب اون عده رو داده. به نظرم ادم باید ازاد باشه و از خودش بنویسه. صرف اینکه ادم مقاله و فقط مطلب بده وبلاگ میشه سایت اما یکی از تفاوت های ماهوی وبلاگ اینه که از خودت هم بنویسی. کما اینکه اکثر وبلاگ نویس های داخل و خارج حرفه ای هم این کار را می کنند. منم سعی می کنم کمی شخصی نویسی با اسانس عقایدم اینجا بنویسم خواه کسی خوشش بیاید و خواه کسی خوشش نیاید.

قرآن؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 21:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

فردا روز مبعث رسول الله است. امروز که شعر های یوسف اسلام و این سامی یوسف رو زمزمه می کردم شعر زیبای فرهاد رو هم با خودم تو خیابون زمزمه می کردم:

والا پیامدار محمد

گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند

بر بام و استوار

هرگز هرگز

والا پیامدار محمد

 

اقا همینجوری که اینو با خودمون زمزمه می کردیم یه دختر بچه رو که دور و بر 9 تا 10 سالش بود دیدم که داشت توی اون گرمای 3 بعد از ظهر 37 درجه  آدامس میفروشه و راه میره . همینجوری که رفتیم جلوتر و این شعر رو با یه اشتیاق  می خوندم  دیدم که ملت تویه صف بنزین یه کیلومتری وایستادن و بعد از اینکه صف حرکت کرد  و دو تا ماشین معطل کردند که دنده عوض کنند زرتی دو تا خانم با ماشیناشون از بیرون صف خودشونو جا دادند وسط صف خیلی باحال بود تاحالا زنه تجاوز گر به حقوق مردا دیده بودین؟ من که کم دیده بودم شایدم ندیده بودم

خلاصه ماشین عقبیه هم که مرد بود اومد جلو و تذکری داد که خانوم نوبت پس چه؟ که من دیگه سرم و بر نگردوندم ادامه شو ببینم . البته یه دفعه هم خودمون قربانی این تجاوز گری اونم از نوع خانمش بودیم که اونم خودشو جا داد تو صف و عین خیالشم نبود ولی خب بعضی از مردم هم پیاده میشن و معذرت خواهی میکنند ( چه پیشرفتی) که ای وای ندیدم و ببخشید و اینا من تو دلم  میگم اره ما خریم نفهمیدیم تو صف به این درازی رو ندیدی

خلاصه از همین جا به امت شهید پرور( یه سری شون تو چادر زندگی می کنند تو همین تهران ) اعلام کنم که توی تهران حواستون به صف بنزین باشه که بلافاصله بعد از حرکت صف بذارید تو دنده و آسمون رو نگاه نکنید چون اینجا کسی بنزین حروم و نوبت و دموکراسی حالیش نمیشه چه مسلمش چه غیر مسلمش( یارو تجاوز میکنه بعد میگه برو بابا اینجا جنگله منم هرکاری بخوام می کنم توی این جنگل از این جوونای پرو بود که ادم دوست داشت تا می خورد میزدتش)  مواظب باشید!

 

خلاصه والا پیامدار خیلی دوست داریم ولی خیلیم دوست داریم بدونیم اینجا ایران چرا اینجوری شد؟ امروز توی روزنامه نوشته بود عربستان کمترین نرخ تورم منطقه را دارد( و ایران بیشترین). این ملی گرا ها رو دیدید که تعصب ایرانی وحشتناک دارند؟ و هی به این همسایگان  جنوبی ایران میگن عرب سوسمار خور بعد یارو میگه دموکراسی بابا جون دموکراسی با تبعیض نژادی و تحقیر ادم ها و ملت ها نمی خونه چرا بعضیا نمی فهمن نمی دونم. یا این سلطنت طلبها که شورشو در میارن از بس میگن عربای سوسمار خور. بابا والا رفاه و خوشبختی( البته نه اون خوشبختی که جناب احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه ان بی سی گفتش و گفت ایران خوشبخته)و رشد( کی میگه ما رشد نکردیم)  اونا خیلی خوبه تورم هم کم دارند ( این کویت که پولش اند پولهاست) بیکاری و اعتیاد و روسپیگری و یه سری معضلات  و جنایات رو هم ندارند. تازه صنعت هم دارند دوبی رو که ولش کنیم که از سال 2002 بودجه شو از نفت اورد بیرون الان عربستان با کارخانه های عظیم سیمان و نساجی داره تو منطقه حرف میزنه واسه خودش مزارع گندمش هم که کم نیست.

 

والا پیامدار مددی

 

اینم دو لینک عکسی

تصاویری از کعبه خانه خدا و معرفی ان به چند زبان

تصویری از غار حرا

 

بعد نوشت:

این ۴ لینک رو اصلا از دست ندید هرکدوم از یه کدوم دیگه جالبتره

ارزش عقل ( متنی از احمد قابل)

جل الخالق ( متنی از اکبر منتجبی)

امام علی و پیامبر اسلام (متنی از عطا الله مهاجرانی)

 خسرو شکیبایی نمرد کشته شد( این یکی خیلی باحاله و باورنکردنی پستی از مسعود ده نمکی که یادداشت داریوش سجادی را قرار داده)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

سفری داشتم به نیشابور و مشهد. شبی را با چند جوان نیشابوری گذراندم و از اینکه با افکار هموطنان خود در فاصله 800 کیلومتری خود آشنا شدم واقعا خوشحال شدم و از اینکه دسترسی آنها به مواردی واقعا معدود و کم است تاسف خوردم

این بحث یا صحبتی که می خواهم در این پست بنویسم شاید خیلی طولانی و فراتر از حد تصور باشد اما واقعا این روز ها و این ما ها به یکی از دغدغه های بدل شده.

بحثی که با جوانان نیشابوری انجام می دادیم و  من با یکی موافق بودم و با یکی مخالف تا 3 صبح طول کشید که اولش هم می دونستم این بحث ها با  3 الی 4 ساعت تمام نمی شود و تا قانع شدن او و من وقت نیاز است.

همیشه به این فکر می کردم که کار امثال داوکینز و ملحدان جهانی چه ساده است و اگر مروری کنیم می بینیم که کار انان که نقد به دین است و چرایی وجود دین به نظر سخت می یاد اما کاملا ساده است.( در هر کتابی و در هر روشی نقصی و خوانش ناقصی وجود دارد  و بالطبع تضادهای عجیبی هم می شود در متن مقدس  پیدا کرد و ان را برخ دیندار کشانید و وقتی دیندار دفاع می کند طرف مقابل می گوید توجیه است و هر راهی برای گفتگوی طرف مقابل می بندد.)

داوکینز در مطلبی که در کتاب آخر خود چاپ کرده بود( توهم خدا ) عنوان کرده بود که چرا یازده سپتامبر رخ می دهد چرا در عراق جنگ رخ می دهد چرا به افغانستان حمله می شود چرا جنگ صلیبی رخ داد؟ و.. و همه این سوال ها بر می گردد به وجود دین؛ دینی که باعث می شود این هم جنگ و کشتار به وجود بیاید و جهانی نابسامان را به تصویر بکشد

(این لینک ها هیچ ربطی به متن ندارد اما از انجا که تعدادش زیاد است و مطلب هم مطلب مهمی است پیرامون احمد باطبی و خروج او از ایران و مسائلی که اینجا ظاهرا برای آقای میثمی پدید امده را اینجا گذاشتمش تا بخوانید: همگی این مطالب از وبلاگ جمهور است در ضمن وبلاگ جمهور فیلتر است )

احمد باطبی عزيز! اين رسم مردانگی نيست  --مرزهای اخلاقی مبارزه تا كجاست؟ـ

ـتوضيح احمد باطبی در مورد وثیقه مهندس میثمی--آری باطبی عزيز! من احساساتی هستم

جمهور ، احمد باطبی و حسین درخشان 

مطلب هنوز به پایان نرسیده روی ادامه مطلب کلیک کنید اون لینکها فقط پیام بازرگانی بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 14:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

بازگشتم  و می نویسم چون که مجبورم یا احساس می کنم این وبلاگ بخشی بزرگ از زندگی ام شده  و فکر می کنم یه خوده استراحتی که کردم مفید بود هرچند با غم  نوشتن را معلق کردم و حالا هم با غم می نویسم.

خب از اسم این وبلاگ هم معلومه که 3 نفری که حالا کم و بیش توی این وبلاگ می نویسند عکس میذارند و اینها همه عضوی از یک خانواده بزرگ 30 نفره هستیم و خب قاجاری هستیم.

طی این چند روز متوجه شدیم که دختر عموم یه غده ای در ناحیه گلو غدد لنفاوی پیدا شده و عمل کرده و امروز هم خبرشو گرفتم که متاسفانه غده بد خیم است و با اینکه عمل شده اما ...

بهرحال برای همه دردناک است که یه دختر نوجوان در این سن کم دچار چنین بیماری خطرناکی شود که.. و

واقعا خیلی ناراحت کننده بود برام و امیدوارم که هرکی این متنو می خونه یه دعایی آرزویی چیزی انجام بده  شاید بهبودی ای حاصل بشه.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 21:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

ای علی! همیشه فکر می کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متاثرم که اکنون من بر تو مرثیه می خوانم!

ای علی من آمده ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی

خوش داشتم که وجود غم آلود خود را به سر ÷نجه هنرمند تو بسپارم و تو نی وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.

ای علی همراه تو به حج می روم در میان شور و شوق در مقابل ابهت و جلال محو می شوم اندامم می لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می یبنم و همراه روح بلند تو به پرواز در می آیم و با خدا به درجه وحدت می رسم. ای علی همراه تو به قلب تاریخ فرو می روم راه و رسم عشق بازی را می آموزم و به علی بزرگ آن قدر عشق می ورزم که از سر تا به پا می سوزم.

قسمتی از مرثیه مصطفی چمران در سوگ علی شریعتی

 

فردا روز سالمرگ و یا به عقیده ای سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی است و 31 خرداد هم سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران است. ای کاش امروز انها در بین ما بودند ( می دونم الان دارید تو دلتون می گید که اینا اگه زنده بودند....)

همیشه شریعتی و چمران را دوست داشتم و دارم و فکر می کنم خیلی بده که این افراد رو به مفاهیمی دست مالی شده و زر ورقی تبدیل کرد و حکومت هم بخواهد ابزاری برخورد کند که آره اینا مال ماست و چمران هم بدنه ای از ما بوده و نمونه اش هم ایناها برادرشه که تو شهرداری ست. ولی واقعا این چمران کجا و ان چمران کجا. چمرانی که دید وسیعی دارد و همراه بازرگان و یزدی به دیدار امریکایی ها می روند و هیچ ابایی ندارند تا از تفکر خود دفاع کنند کجا و ...

امیدوارم به نسلی چون شریعتی چون جمران و دیگرانی که رفتند و زحمت کشیدند برسیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 23:13  توسط مجتبی امین محمد  | 

یادتونه چند وقت پیش تویه دو پست قبل گفتم که جریانه این اسم گذاری انواع پارچه جالبه و خیلی دوست دارم بدونم فلسفه اسم گذاریه اینا چیه، یه پارچه ای رو دیدم که اسمش هستی بود خیلی باحال و خنده داره چون هستی مدل و رنگ اون پارچه رو توی سریال ماه رمضون شبکه دو پوشیده بود ( اسم سریالو یادم رفته شک می کنم که الزایمر دارم یا نه) به خاطر همین اسم اون پارچه شده پارچه هستی

 

یه میلیاردی هست توی بازار توی همین صنف نساجی و اینا، که یه دفعه که از دم دفترش رد شدیم دیدم که ای بابا این داره تخم مرغ پخته و سیب زمینی پخته می خوره کلی تو دلم مسخره اش کردم و تحقیرش کردم که ای بابا تو این همه مالداری و داری ناهار سیب زمینی پخته می خوری؟( یکی می گفت میلیارد و پولدار اونه که به همون اندازه که خرج می کنه به همون اندازه هم مالداره وگرنه اونی که زیاد جمع می کنه فایده ای نداره و پولدار نیست) خاک تو سرت کنم اخه داری واسه کی و چی مال جمع می کنی ( یه لحظه احساس کردم سنم رفته بالا رفتم تو تیریپ های ارث و میراث و اینا)

 

 

اقا من کشته مرده این اصطلاحات کاری و بازاری هستم یه بنده خدایی که مال درست و حسابی داشته و حالا با کله داره میاد رو زمین و یک کارخونه عظیم و توپی داشته و حالا هی برگشت می خوره اون چک مبارکش بچه ها وقتی با هم صحبت می کنند می گن ناپلئون

واقعا خنده داره البته همه این همه ابرو داری نمی کنند بعضی ها هستند ( ماشا الله همشونم ترک تشریف دلرند) به خاطر هم زبانی و هم صنفی دوست ندارند رقیبشون یا هم صنفشون کله پا بشه دوست دارند کمکش کنند تا دوباره بلند بشه اما ولی بعضی ها هم دوست دارند مثل اشغال ته سیگار لهشون کنند ( مولا علی می فرماید که هنر نیست انکه به زمین افتاده را لغت بزنی هنر ان است که دستش را بگیری و اینا ( یه چیزی تو همین مایه ها بود))

 

 

راستی کسی از نوه کلمنته خبری نداره؟ ظاهرا نوهه راضی شده اما کفاشی کفاشیان که سر کوچه شون هست میگه اقتدار ملی به ما اجازه نمی ده که منت کشی کنیم بنده خدا راستم میگه ها

خبرهای لابی گونه از لابی سعیدلو کاشانی برای رضایت دادن دکتر حاج محمود احمدی نژاد برای مربی گری قطبی خبر می دهند و لابی علی ابادی و جای خالی با دکتر حاج محمود احمدی نژاد برای مربی گری قلعه نویی خبر می دهند

حاضرم شرط ببندم سرمربی قطبی است به همه تبریک می گویم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 0:11  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 0:23  توسط مجتبی امین محمد  | 

.

پسرك حواسش به جاي ديگري است دارد با موبايل پدرش بازي مي كند و گوشش هم نواي مداحي و عزاداري ماه محرم را مي شنود، پدر هم گريه خودش را مي كند و راضي از اين وضعيت كه پسر مدام بهانه نمي گيرد كه چرا نبايد بازي كند چرا بايد اينجا بنشيند و ساكت بماند.

از خوبي هاي مدرنيته است كه فرزندان مثل قبل بهانه گيري نمي كنند وخودشان را مشغول بازي با موبايل مي كنند و پدر و مادرشان هم در روضه ها كار خود مي كنند.

ديگر فوايد مدرنيته در مراسم سوگواري ايام محرم و... اين است كه با امدن بلندگوها و سيستم هاي صوتي مداحان و روضه خوانان و روحانيان مجبور نيستند به حنجره خود زياد فشار وارد كنند، سيستم هاي گرمايشي والبته سرمايشي هم از ديگر فوايد عصر مدرنيته براي سنتي ترين مراسم مذهبي مسلمانان است گرچه سال پيش بخاري هاي غير استاندارد مسجد ارك تهران، جان چند نفر را گرفت ولي اين حادثه به بخاري هاي غير استاندارد و عوض نكردن اين بخاري ها، دهن كجي همان مدرنيته به رعايت نكردن اصول امروزي در يك مراسم بود.

مدرنيته در زمينه هاي فكري پيرامون واقعه عاشورا و نگاهي جديد به اين موضوع از كتاب پر سرو صداي شهيد جاويد(شهید جاوید عنوان کتابی است که اولین بار در آبان ماه سال 1349 شمسی منتشر شد. نویسنده کتاب آیت‌اللهنعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی 1302 - 1385 از محققین و دانشمندان شیعه معاصر بود. وی در این کتاب با رویکردی عقلانی به انگیزه قیام( حسين بن علي (ع پرداخته است و قیام آن حضرت را در رهگذار تشکیل حکومت اسلامی و شهادت آن امام را هم بالطبع نتیجه شکست در این مسیر (تشکیل حکومت) دانسته است و هر گونه علم امام به مرگ خود و خانواده‌اش را مانند هر انسان دیگری منتفی دانسته است. این کتاب پس از انتشار موجی از مخالفت ها را در میان علمای شیعه بر پا کرد که تقریباً حوزه پژوهندگان موضوع قیام امام حسین را به دو دسته موافقان و مخالفان شهید جاوید تقسیم کرد. این کتاب را میتوان مهم‌ترین کتاب معاصر در روایتی عقل مدارانه از قیام و شهادت سومین امام شیعیان دانست.) به نويسندگي ايت الله صالحي نجف ابادي شروع شد اين كتاب واكنش هاي زيادي را از طرف ديگر مراجع تقليد( ايت الله صافي گلپايگاني، ايت الله مشكيني، آيت الله رفيعي قزويني ، علامه طباطبايي، آيت الله منتظري، آيت الله فاضل، ) بر انگيخت و حتي دستگاه امنيتي ساواك را هم به واكنش وادار كرد، دكتر علي شريعتي هم نيز از كساني بود كه نقد هايي پيرامون اين كتاب گفت، مرحوم صالحي نجف ابادي پيرامون دكتر شريعتي مي گويد: شبي را با دكتر علي شريعتي و پدرش محمد تقي شريعتي پيرامون اين كتاب و عقايد خودمان بحث مفصلي انجام داديم تا انكه صبح دميد و بحث همچنان ادامه داشت. خود دكتر علي شريعتي نيز از كساني بود كه پيرامون واقعا عاشورا كتاب هايي من جمله كتاب شهادت ،تشيع سرخ و... را نام برد. شهيد مرتضي مطهري نيز با مجموعه كتاب هاي حماسه حسيني در اين عرصه گام برداشت. صالحي نجف ابادي با انتشار كتاب عصاي موسي به انتقادات بر عليه كتاب شهيد جاويد پاسخ گفت و كتابي هم در نقد «حماسه حسيني» شهيدمطهري نگاشت.

زمينه هاي فكري و نگاهي نو به تاريخ وقايع عاشورا قبل از انقلاب رونق خوبي گرفته بود كه روشنفكران را به مقايسه مبارزه با شاه پهلوي و مبارزه امام حسين با دستگاه بني اميه  و استفاده از واژه هايي چون شجاعت، رشادت، شهادت و ... واداشت.

امروز نه دكتر شريعتي در ميان ماست نه ايت الله صالحي نجف ابادي ( نوشته ارشيوي ام در مورد فوت ايت الله صالحي نجف ابادي) و نه ايت الله مطهري، به نظر مي رسد وقايع عاشورا به يك تحليل هاي تازه اي برسد كاري كه امروز در حد كتاب شكل نگرفته هرچند امثال اغاجري و كديور و اشكوري در سخنراني هاي حسينيه ارشاد در عاشورا و تاسوعا سخن هايي مي گويند اما هنوز جريان دوباره اي شكل نيافته، به اميد ان روز و به ياد انان كه در اين راه قلم فرسائي كردند.

دكتر علي شريعتي در كتاب شهادت اينگونه نوشته كه:

فتواي حسين اين است: آري ! در نتوانستن نيز بايستن هست. براي او زندگي عقيده و جهاد است بنابراين اگر او زنده است و به دليل اينكه زنده است مسئوليت جهاد در راه عقيده را دارد. انسان زنده مسئول است. نفس انسان بودن، اگاه بودن، ايمان داشتن، زندگي كردن ادمي را مسئول جهاد مي كند و حسين مثل اعلاي انسانيت زنده عاشق و اگاه است.

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:33  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:33  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 0:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

خبر فوتي

فردا جمعه براي اولين بار نماز عيد قربان به جماعت در حسينيه ارشاد برگزار مي شود كه امامت نماز به عهده محسن كديور مي باشد

اين حركت جديدي است كه اصلاح طلبان و روشنفكران ديني مد نظر قرار داده اند تا در تمامي مناسك جمعي شركت كنند و هدايت امور را به عهده بگيرند حسنيه ارشاد تهران مكاني است براي انجام مناسك جمعي دينداران.

اميد است با شركت در نماز عيد قربان صفوف را پر كنيد تا در اقليت نمانيم و حضور خود را در اين مراسم هم ثبت كنيم.

فردا جمعه نماز عيد قربان به امامت محسن كديور راس ساعت 9 در حسينيه ارشاد تهران واقع در خيابان شريعتي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 17:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام این متن یک ایمیله که سفارش شده که اطلاع رسانی کنم منم وظیفه خود دونستم این کار را انجام دهم اگه مثل من تا حالا تو مراسم دعای عرفه شرکت نکردید و یا نمی دونید کجا بروید حسینیه ارشاد هست می تونید در فضایی متفاوت دعای عرفه را بخوانید.

سلام

دعای پر فیض عرفه امسال نیز در حسینیه ارشاد قرائت خواهد شد

پیش از دعا دکتر ناصر مهدوی به سخن خواهد پرداخت و پس از ان دعای عرفه با همراهی حسام الدین سراج خوانده خواهد شد

این برنامه روز پنج شنبه از ساعت 2:30 در حسینیه ارشاد برقرار خواهد بود

در اطلاع رسانی این برنامه ما را یاری دهید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:50  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام
مطلب زیر نتیجه یک تحقیق است که توی ماه رمضان انجام دادم و برای یک هدف دیگه ای من این کار رو کردم این تحقیق از جستجو در قران بدست اومده امیدوارم که خوشتون بیاد


 

تجسم گرایی شیطان  همواره در دین اسلام مورد نهی است چراکه از عقاید دین اسلام این است که انسان خود می تواند برای خود شیطان باشد بهرصورت نفس اماره در انسان که دعوت به پلیدی می کند و نفسی است که همواره انسان را دعوت به بدی و زشتی می کند خود شیطان است و به قولی شعبه ای از شیطان در روح ادمی زنده است.

 

 تجسم گرایی شیطان مسئله ای است که در مسیحیت به ان حسابی پرداخت می شود در مسیحیت،  انها به شیطان جسم می دهند پر و بال می دهند دارای قدرت زاید الوصفی می کنند و اینگونه دینداران را با چنین قدرتی مواجهه می کنند تا انها را وادار کنند که مقید به دینشان باشند ( قول معروفی است که می گوید وقتی که به دشمن خودت قدرت بدهی و به مردم القاء کنی که دشمنت دارای قدرت بسیار زیادی است ان وقت است که مردم با پناه بردن به تو از ترس قدرت دشمن، تو می توانی برنده شوی)

 

این ایده ظریف را می شود در هالیوود زیاد دید یک نمونه بارزش فیلم وکیل مدافع شیطان است که انصافا پرداخت خوبی داشت مصائب مسیح و فیلم وسوسه های مسیح هم عملا در مدار شیطان محوری می چرخد.

 

مشکل کجاست؟

 

مشکل ها از اولین سریال علیرضا افخمی شروع شد سریالی با عنوان او یک فرشته بود منظور این جمله این بود که شیطان قبلا یک فرشته بود مشکل از همین جا شروع می شود

 

چراکه شیطان اصلا فرشته نبوده و جالب است که در کتاب های تحصیلی  ما هم این ایده به ما القاء شده بود در حالیکه نص صریح قران پیرامون این مسئله مشخص می کند که شیطان نه تنها از فرشته نبوده که از جنیان بوده برای این منظور می توان به ایه 50 سوره کهف نگاهی انداخت که می فرماید  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 0:7  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک باشه. خیلی زود مثل تموم ماه رمضون های گذشته تموم شد قصد ندارم که این پست رو به حرف های کلیشه ای در مورد تمومی ماه رمضون و عید فطر اختصا ص بدم  دوست داشتم این عکس قشنگ گرافیکی رو کار بذارم و نشون شما هم بدهم. و دوم اینکه ما همیشه با این ماه ( ماه تو اسمون رو میگما) رمضون و شوال مشکل داشتیم البته ما مشکل نداشتیم بلکه اقایون ایت الله ها مشکل داشتند و شاید این مسئله برمی گرده به اتوریته ای که وجود نداره و تفرقه و دودستگی بین نظرات اقایون.

مطلع هستید که ایات عظام بهجت وحیدی خراسانی منتظری و صانعی جمعه را اول ماه رمضان اعلام کردند در حالیکه حکومت پنجشنبه را اول رمضان اعلام کرد اگر ما قبل از انقلاب یا دهه های اول انقلاب دو سه تا از اقایون می گفتند برای ما اثبات شده که امروز ماه رمضان است یا امروز عید فطر دیگر مراجع به حکم انان عمل می کردند اما امروز مردم ما بین این دو دستگی ها که هیچ ربطی به سیاست ندارد گیر کرده اند و مانده اند معطل.

 هر چند که در این چند ساله اخیر دفتر استهلال با منجمان اماتور ایرانی با تلسکوپ های پیشرفته و حتی با پرواز هواپیما صورت گرفته ولی معلوم نیست چرا اختلاف دیدن ماه با چشم مسلح و چشم غیر مسلح رفع نمی شود؟ این اختلاف هنوز زنده است و ظاهرا هیچ کس راه حلی ندارد.

این مسائل به هیچ وجه برای تشیع و نظام مذهبی ایران خوب نیست چرا که دیگران را به این افکار سوق می دهد که اینها که در مسئله دیدن ماه با هم اختلاف دارند چه انتظاری است که....( بقیه اش را خودت برو)

 

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور،       ای خداتو بر اهل قبور نشاط و سرور عطا کن

 اللهم اغن کل فقیر،                            خدایا هر فقیر را بی نیاز گردان

 اللهم اشبع کل جائع  ،                        خدایا هر گرسنه را سیر گردان

 اللهم اکس کل عریان ،                       خدایا هر برهنه را لباس بپوشان

اللهم اقض دین کل مدین ،                    خدایا دین هر مدیونی را ادا فرما

 اللهم فرج عن کل مکروب ،                خدایا هر غمگینی را دلشاد ساز

 اللهم رد کل غریب ،                          خدایا هر غریبی را به وطن باز رسان

 اللهم فک کل اسیر ،                          خدایا هر اسیری را ازاد کن

 اللهم اصلح کل فاسد من امور مسلمین،   خدایا مفاسد امور مسلمانان را اصلاح فرما

 اللهم اشف کل مریض ،                      خدایا هر مریض را شفا عنایت کن

 اللهم سد فقرنا بغناک  ،                      خدایا به غنای ذاتی خود جلو فقر ذاتی ما را ببند

اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک ،        خدایا بدیهای حال ما را به خوبی صفات خودت تغییر ده

 اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر

 خدایا دین ما را ادا فرما و فقر ما را بدل به غنا و بی نیازی گردان که تو ای خدا بر هر چیز توانایی

 

 

خداییش عجب دعای توپیه شاید جزو تنها دعاهایی باشه که شامل کل جامعه انسانی و بشر می شود و مختص مسلمونا و شیعه ها نیست این دعا را بخوانید خیلی قشنگه اونجا که گفته هر غریبی را به وطن بازگردان خدایا نخبه ها و غیر نخبه های ایرانی را از امریکا و کانادا و اروپا و خلاصه همه جا به وطن بازگردان و انجا که گفته هر اسیری را ازاد کن خدایا کلیه زندانیان سیاسی ایرانی را به خانه هاشان بازگردان و

 

موفق باشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:4  توسط مجتبی امین محمد  | 

 

ماندن بی تو   ارزوهای شکسته    فردایی در غبار مه

این جاده را با هم رفتیم این جاده اسفالته را 4 سال با هم می رفتیم و می رفتیم یادت است گفتی که پشت ان کوه یک دشت لاله واژگون هست؟ یادت است گفتی این جاده،  جاده ماست؟ یادت است؟

امدیم و امدیم تو گرما توسرما، جاده اسفالت ما تو دل این کویر با ما امد و امد تو سراشیبی ها و سرازیری ها

هی می گفتی اخر این جاده اسفالت امید نشسته گفتی و منم به امید گفتن تو می امدم، اینده را در ته این جاده دیدم و همراهت شدم

اما چه جور بگم

اما جاده اسفالت تموم شد خیلی زود تموم شد کجایی؟ نمی بینمت؟ به این زودی رفتی؟

جاده اسفالت به تهش رسید و تو هم رفتی

چگونه روم؟ جاده اسفالت تموم شد

تو دل این کویر تنهای تنها بی تو چه کنم؟

دشت لاله واژگون را چه کنم

می دونم یه روزی دوباره می بینمت

می دونم

هرچند این جاده اسفالت تموم شد و به ته خط رسید

محمدعزیز  رفتن یکباره و دردناک ، خانمت را تسلیت می گویم

روحش شاد

می دانم که داری شعر تنها ماندم را با خود زمزمه می کنی  

گرچه زود رفت

گرچه سرطان خون امانش نداد گرچه می دانم چقدر عاشقش بودی و به عشقش امید داشتی و می زیستی اما بدان  روحش در کنارت هست

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

خاطرات رمضان:

ـ نظر تو چیه؟

ـ خودت بهتر می دونی خودت باید تصمیم بگیری

ـ چه جوری؟ ماه رمضونه فردا هم باید برم دانشگاه

ـ اینو دیگه خودت می دونی، من فقط اینو می دونم که با اونچیزی که بهش معتقدی کار کن نه با اونچیزی که پیش میاد

ـ یعنی..

ـ یعنی اگه واقعا اعتقاد داری که دست دادن با دخترای دانشگاهتون هیچ مشکلی نداره از نظر خودت و این نظر رو داری باید در زمانی که کسی دستش و دراز می کنه دست بدی

ـ و گرنه؟

ـ ولی اگه اعتقادت اینه که دست دادن مشکل شرعی داره خوب طبیعیه باید دست ندی و جوری وانمود کنی که نمی خوای دست بدی یا بهشون بگی

ـ می دونی اخه

ـ می دونم سخته،  شاید که نه حتما بهت میگن  عقب مونده یا فکر می کنند که تو دگمی ولی خوب اگه اون اعتقاد و داری باید بهش عمل کنی و هزینه شو بپردازی

ـ یعنی تو میگی بهشون بگم من با دختر جماعت دست نمی دم؟

ـ اگه همچین اعتقادی رو داری اره بگو یا اینکه خودتو تو موقعیتی قرار نده که بخوان باهات دست بدن

ـ نمی دونم چیکار کنم

ـ همون اول بهت گفتم یا دست بده و تا اخرش مشکل نداشته باش یا همون اول هیچ دستی باهاشون نده و تا اخر مشکلی رو نداشته باش

 

 

 

گفتگوی بالا فکر می کنم برای پارسال بود که با یکی از دوستانم داشتم دوستم مذهبی بود ولی خوب اون اولا که رفته بود دانشگاه با همه دست می داد نمی تونست از زیر این چتر بیرون بیاد نمی تونست مثل بقیه نبودن رو تجربه کنه( طرفداری از حزب باد بدون عقیده، اگه ادم عقیده داره که دست دادن هیچ ایراد شرعی نداره مشکلی نیست دست بده ولی اگه از روی تعلل و تذبذب و در موقعیت قرار گرفتن دست بده نه از روی عقیده اش حتما در اینده مشکل دارد)

بهر حال،  هنوزم بچه مذهبی ها دچار این اصطکاک  دین و مدرنیته هستند و اکثرا هم از روی تذبذب تصمیم گیری می کنند.

اقای علیجانی در کلاس های زن در متون مقدس به بررسی روایات اسلامی پرداخت که ایا مصافحه و دست دادن در زمان صدر اسلام منع بوده یا خیر و اینکه چگونه پیامبر با زنان بیعت می کرده. ضمن اینکه ایشان به نقد روشنفکری دینی در همایش دین و مدرنیته2 در رابطه دست دادن خاتمی با خانم ایتالیایی پرداخت و سکوت اینان را مضر دانسته بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 17:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

خاطرات رمضان:

دو سال پیش  بود که تعریف یک روحانی را در مسجد محل شنیدم می گفتند متفاوت است و این وری صحبت می کند کنجکاو شدم و رفتم و شنیدم و حس کردم که واقعا متفاوت می گوید و سری از سرها جدا دارد کم کم علاقه ام بیشتر شد و هر روز بعد از افطاری مسجد برو شده بودم از کتاب تحف العقول زیاد حرف می زد و بعضی از خطبه های نهج البلاغه را می خواند که با زمانه ی ما  می خواند و انتقاد از حکومتش را همگان درک می کردند انها که برایشان قابل هضم بود که بود و انها که نبود ...

یادم نمی اید دقیقا ان روزها صحبت چه بود فقط یادم است که صحبت از کتابی از یکی از ائمه بود که سروش به ان تاخته بود و گفته بود چنین کتابی جعلی است چون این کتاب امام محور است و خدا جایی ندارد من از این اقاهه پرسیدم جریان را و او تاییدی کرد بر دگر اندیشان و گفتم شما هم با اینها هستید؟ گفت بله ما با اونا هستیم.

متعجب بودم ان زمان،  که مگر اخوندی هم پیدا می شود که چنین باشد و در عوام مردم به این راحتی بتازد بر انچه که دیگران می ترسند بتازند؟  سخنرانی کند؟ کدیور و دیگر اخوند هایی که به سیاسی بودن شهرت دارند را دیده بودم اما این اقا که جوان هم می امد نه سیاسی بود و نه اسم و رسم دار اما ولی حرف حق را با انتقاد هایش می گفت.

ده شب گذشت و شب بعد نیامد پرس و جو کردم که کجاست و گفتند که دیگر نمی اید. نفوذی ام،  در هیات امنا مسجد گفت زیر ابش را زدند و گفتند که دیگر نیا چون که برای ما مسئولیت داره

ناراحت بودم اخه مسجد ما از اونا نیست که بسیجی داشته باشد و قدرت در ید سنتی ها باشد انجا نه شعاری داده می شود و نه پیرمرد هایش حزب اللهی هستند اما به خاطر موقعیت استراتژیکی مسجد حدس این عمل زیادم سخت نبود.

هر جا هست هر جا تفکری است از انتقاد هر جا ادمهایی از جنس روحانیت که انتقاد را بر مهر تاییدی ترجیح می دهند هر جا چراغی روشن است

خدا چراغ را روشن نگه دارد تا به اخر

هادی قابل را ازاد کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:18  توسط مجتبی امین محمد  | 

من یه جورایی یه جوری شدم که مجبور شدم یه جورایی این پست و بنویسم تا یه جورایی ادای دین کرده باشم البته که ادای دین اینجوری بدرد نمی خوره. این لینک را ببینید و ببینید اگر می توانید کمکی کنید حتما این کار را انجام دهید ماجرا یک بیمار است و انتظار شفای عاجل.

البته ماجرا جلوتر هم می ره جلوترشم اینکه اگر دکتر متخصص مغز و اعصاب خوب سراغ دارید اطلاع دهید وظیفه بود اینو بنویسم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 21:46  توسط مجتبی امین محمد  | 

خواب معتکفین در اعتکاف

می گویند دانش و علم می تواند خیلی مفید باشد می تواند ادبیاتی مثل غیرت را از فوتبال حذف کند می تواند اعتیاد را نه ریشه کن اما پیشگیری کند و با روش های نوین ان را برای معتادین ترک بکند و می تواند از بروز ده ها بیماری جلوگیری کند.

دیروز مادرم بمن گفت که پسر جان خیلی شانس اوردی گفتم چطور که جواب داد وقتی تو ۵ ماهه بودی من رادیو گرافی کرده بودم و لی ان ازمایشگاه احمق و خنگ بمن نگفته بود که نباید تا ۲۴ ساعت بعد از رادیو گرافی نباید با بچه زیر ۱۰ سال رفت و امدی داشته باشد چه برسد به شیر دادن و ...

پس شانس اوردم که از نادانی ان ازمایشگاه چیز نشدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:26  توسط مجتبی امین محمد  | 

اعتکاف برای خود دنیایی دارد بعد از این سه روز که از اعتکاف امده ام هنوز در ان جا هستم این گفتگوی من با یک معتکف بود برای انکه نشان دهم که هر معتکفی حزب اللهی و ریش و اند مذهب نیست ادم های خیلی معمولی میان اعتکاف چه در دخترا و چه در پسرا.

اعتکاف فرصت خوبی برای گفتگو با ادمهای مختلفی است که با چه نیتی امده اند اعتکاف و برای چی؟

 

 

محسن تو برای چه امدی؟

من برای این امده ام که با خدا اشتی کنم امده ام تا ادم بشم

مگه چیکار می کردی؟

همه کار

مثلا؟

مشروب می خوردم تریاک و حشیش مصرف می کردم. از 3 سال پیش که عضو انجمن N A شدم توانستم این دو اعتیاد را ترک کنم و حالا امده ام تا سیگار را هم ترک کنم امده ام با خدا اشتی کنم.

از خدا چی می خوای؟

نمی دونم چی می خوام هر چی خدا که به نظر خدا برای من خوب است را بمن بدهد

تاریخ تولدت کی است؟

کدوم تولد؟ شناسنامه ای؟ یا

یا چی؟

یا تولد دوباره و اصلی؟

تولد دوباره چیه؟

10 شهریور 3 سال پیش دوباره متولد شدم توانستم خودم را پیدا کنم توانستم از اعتیاد خلاص بشم و مشروبات را کنار بذارم.

محسن 36 سال سن دارد مجرد است و در خانه مجردی زندگی می کند او بعد از اینکه در 8 سالگی نماز خوانده بود بعد از چند سال امده بود که نماز بخواند. او قران خواند گریه کرد از خدا طلب توبه کرد و وقتی بهش گفتم این چه نمازی بود که خواندی گفت نماز شب گفتم مگه بلدی؟ گفت از فلانی پرسیدم.

 محسن جمله ای دارد که به قول خودش از استاد یا مرشدش یاد گرفته می گوید گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 18:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

توی این چند روزه حسابی داشتم خودمو می کشتم که یک مسجد خوب گیر بیارم که توی اعتکاف شرکت کنم توی سرچ هایی که انجام دادم به چیزهای جالبی رسیدم یکیش این بود که اکثر مساجدی که اعتکاف برگزار می کنند جمعیت زنان بیشتر از مردان است و در یک مسجد به گونه ای است که خانمها قسمتی از فضای پایین مسجد که برای اقایون است را هم اشغال می کنند البته پرده قطعا کشیده می شود.( مثلا تو امامزاده قاسم از جمعیت 200 نفری فقط یک پنجمش مرد هستند

بهر حال فعلا خدا قسمت کرده تا برای سومین بار در این مراسم جالب حضور یدا کنم از یک ماه پیش چنان عطش داشتم که نگو اصلا خون اعتکافم کم شده بود. توی این چند روز حسابی دارم ترانه های یوسف اسلام و سامی یوسف رو گوش می کنم خیلی توپه.

دیروز رفته بودم که به چند مسجد سر به زنم بابام بهم گفت اخه بچه جون با این تیریپت تو رو چه به اعتکاف؟ می خوای بری اعتکاف دیگرون بهت چیزی نمی گن؟

اینارو گفتم که یه وقتی وهم برندارین که اِند بچه مسلمون و با خدا هستم نه بابا فقط تو این مراسم شرکت می کنم چون باهاش حال می کنم و شاید بشود قدری به خدا نزدیک شد. راستی همه واسه هم دیگه دعا کنیم هم واسه مملکت هم واسه اونایی که در راس مملکت هستند  که به راه راست هدایت شوند.

وقتی اومدم حتما براتون می نویسم چه گذشت سعی هم می کنم عکسهای جالبی بگیرم

اینم نوشته پارسال من از اعتکاف

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 17:57  توسط مجتبی امین محمد  | 

 سلام

از این هفته سلسله جلسات فهم تاریخی اسلام در حسینیه ارشاد بصورت هفتگی ، با حضور دکتر محمد مجتهد شبستری پی گرفته می شود.

زمان : ساعت 11 صبح ؛ پنج شنبه ها


موفق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

در برنامه سینما ماوراء این هفته فیلم کودک را دعا کنید نشان داده شد این فیلم که محصول سال 2000 است کار مشترکی از المان و امریکا می باشد که پیرامون نبرد خیر وشر است و داستان قدیمی را بیان می کند این فیلم از خیلی از لحاظ ها شبیه فیلم هایی چون طالع نحس و جن گیر است. کارگزدان فقط به بعد خیر و شر در این فیلم نمی پردازد پا را فراتر نهاده و پیرامون فرقه های شیطان پرستی که تعدادشان در دنیا هم کم نیست در فیلم نظر خود را داده است.

نقد فرقه های نژاد پرستی بیشتر در کانون دید کارگردان بوده.

این پست را برعکس پست هایی که راجع به فیلم های پخش شده از سینما ماوراء می نگاشتم ننوشته ام     بیشتر به خاطر جلسه نقد و بررسی تصمیم گرفت تا این پست را بنویسم. نقد  و بررسی فیلم که باحضور همیشگی و مجری این برنامه اقای اکبر عالمی برگزار می شد یک مهمان بیشتر نداشت کسیکه در نماد و نشانه شناسی در ایران شاید تعدادشان در ایران کمتر از انگشتان دست باشند

دکتر حسن بلخاری استاد فلسفه هنر است که بیشتر مطالعات او پیرامون هنر در شرق و بودیم و هندوئیسم می چرخد گرچه او در نقد و بررسی فیلم ماتریکس در شبکه چهار نشان داد که از مذهب یهودی مسیحی که معتقد به منجی هستند را خیلی خوب بیان می کند. ( او برعکس ظاهرش که همیشه تکمه اخر پیرهنش را می بندد و محاسن خوش فرمی دارد انطور که دیگران فکر می کنند او بنیادگراست نیست خوب است ابراهیم نبوی این مسئله را بفهمد و او را با دیگران مقایسه نکند و...)

در نقد این فیلم او به یک وجهه مسیحیت تاخت و با  حرارت فراوانی صحبت می کرد. دکتر بلخاری در انتقاد به اینکه اصولا در مسیحیت برای انکه مردم را متوجه دین کنند شیطان را بزرگ می کنند و در ان غلو انجام می دهند و به شیطان تجسمی نگاه می کنند او در پایان حرف خود گفت که نه به این خاطر که مسلمانم این حرف را می زنم لله این طور نیست .

خیلی بد است که ادیان با ترس مردم را به ایمان تشویق کنند و بساط خود را با ترس پهن کنند.

انصافا این حرف اقای بلخاری به دلم نشست

خوب نیست که ادیان با ترس مردم را تشویق به دینداری کنند و از ان بدتر زور

خیلی بد است که عده ای با ترس و زور بخواهند مردم را دیندار کنند و انها را به این امر تشویق کنند و انقدر دشمن و شیطان را بزرگ کنند که فقط یک راه باقی بماند و اگر در دین خود مشکلی داشتیم وقتی دشمن و شیطان را بزرگ ببینیم و متوجه شیم که خدا در ان لحظه به ما کمک نمی کند چون هیچکس نیست متوسل به شیطان شویم؟

توسل به ترس و زور در امر ابلاغ دین کاری بس ....

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 18:19  توسط مجتبی امین محمد  | 

نوزده جلسه از از جلسات رضا علیجانی پیرامون زن در متون مقدس گذشته بود و هیچکدام را نتوانسته بودم بروم فرصتی پیش امد تا جلسه بیستم را که در سالن پایین حسینیه ارشاد برگزار می شد را بروم.

زن در متون مقدس متونی مثل: ریگ ودا، اوپانیشاد، اوستا، عهد عتیق، عهد جدید و قران مورد ارزیابی قرار می گرفت در جلسه بیستم این موضوعات می بایستی مورد ارزیابی قرار می گرفت

به رسمیت شناختن استقلال اقتصادی زنان

به رسمیت ش