تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys


از وقتی که دوربین جدیدمو با قابلیت زوم زیاد خریدم به حقوق در عکسبرداری فکر می کنم به این فکر می کنم که عکسبرداری و عکاسی در جامعه ایران چقدر کج هست و نمی شود از مردم جامعه زنان و حتی کودکان و آسیب های اجتماعی عکاسی کرد. حسن سربخشیان می گفت عکاسی متاسفانه در ایران شده اینکه عکاسان منتظر یک رویداد بحران مشکل جنگ یا هر پدیده غیر عادی باشند و سوژه خود به دیدار آنها بیاد و این اتفاق بدی است. اگر این رخداد اتفاق بیفتد که بشود از هر سوژه ای حتی با فاصله ی کم از مردم و جامعه عکاسی کرد آن وقت عکاسی پیشرفت می کند. به نظرم این ضعف در فرهنگ مردم ما وجود دارد که نمی توانند این مسئله را بپذیرند که حقوق عکاسی بالاتر از حقوق دیده شدن یا نشدن خودشان هست. در تمام کشورهایی که جاذب توریست هستند همانند هند و ترکیه و سایر نقاط جهان حتی در همین عربستان چنین فرهنگی وجود دارد و براحتی می شود از مردم عکاسی کرد اما در ایران نمی شود این کار را کرد. عکاسی فکر می کنم فرانسوی به زاهدان رفته بود و می خواست از نوع جالب پوشش زنان آنجا عکاسی کند که با مشت و لگد مردم روبه رو شد.

حقوق عکسبرداری در تمام نقاط جهان جا افتاده هست و عکاسان اجازه دارند حتی از شخصی ترین لحظات انسان ها عکسبرداری کنند. عکس معروف پیراهن عوض کردن آنجلینا جولی در ویلای شخصی اش در فرانسه معروف شد و آنها نمی توانند شکایت کنند که این عکاس از این لحظه با دوربینی که زومش بالا بوده از من عکس برداری کرده. عکس بالا هم از جسیکا آلبا هست که عکاس بدون اعتراض جسیکا از میان دو پای او عکسبرداری کرده. هرچند که این عکس کمی سخیف است اما هدفم از گذاشتن این عکی این بود که حقوق عکاسی این چنین است هرچند که ما ایرانی ها از آن خوشمان نمی آید اما برای پذیرا بودن از توریست ها و پیشرفت در عکاسی باید در این امر جهانی شویم

بعد نوشت-----

داگلاس هال  و بعضی عکسهای مستندش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 23:21  توسط مجتبی امین محمد  | 

همینجور اخبارها را نگاه می کنم و هی از دیدن تصویر لنگ کفش های پرتاب شده به سوی بوش می خندم و برایم جالبتر می شود. در حقیقت جالیبت قضیه اینجاست که بوش با همه ی ویژگی هایش که عده ای او را کودن و آیکیو پایین می نامند توانست با وجود اینکه فاصله ی خبرنگار عراقی با ایشان کم و سرعت پرتاب لنگ کفش بالا باشد جا خالی خوبی نشان دهد وبا وجود این که خبرنگار عراقی به صورت غیر منتظره برای بار اول و برای بار دوم این کار را انجام داد اما واکنش جورج بوش بسیار مناسب بود. که به نظرم این امر جالب توجه است که پرزیدنتی با این سن و سال همواره آمادگی رفتار های غیر منتظره در اطراف خود هست . جورج بوش برای بار آخر به عراق سفر کرده و کاخ سفید را کم کم به اوبامایی می سپرد که به قول ابراهیم یزدی او هم کم کم به این واقعیت در یافته که شعارهایش باید با داخل حزب تداخل نکند و برا همین هم خانم کلینتون را منصوب کرده و حتی حمایت حزب مخالف را هم باید جلب کند برای همین هم رئیس پنتاگون را هم نگاه داشته. با این وجود جورج بوش اشتباهات فراوانی انجام داد و تلاش هایش در راه صلح فلسیطن و اسرائیل به ثمر خاصی ننشست و البته اعتراف به اشتباهاتش در این روزها و مصاحبه ها دارای شجاعت است که آنهایی که بوش را کودن و خنگ می نامند خودشان از چنین شجاعتی برخوردارند؟

کامنت فرنگی ها در خصوص این رویداد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 20:54  توسط مجتبی امین محمد  | 


از ماه رمضون تا به حال جسته و گریخته مشغول خوندن یه کتاب جالب هستم که چند سال پیش خریدم( اصولا کتاب هایی به غیر از رمان و داستان رو خیلی طولش میدهم بخونمش و نمی تونم تند تند بخونم و اخیرا هم یاد گرفتم یه خلاصکی ازش داشته باشم.

کتاب مذبور اسمش خداشناسی از ابراهیم تاکنون(  a history of god) هست که نوشته ی کرن آرمسترانگ و ترجمه ی محسن سپهر و انتشارات مرکز هست. این کتاب مفصلا به ادیان ابراهیمی چون یهود مسیحیت و اسلام پرداخته.

بانو کرن آرمسترانگ از برجسته ترین تفسیرگران دین در جهان انگلیسی زبان است او هفت سال راهبه ی کلیساب کاتولیک بوده است پس از ترک راهبه گی در سال 1969 در دانشگاه های آکسفورد و لندن ادبیات کلاسیک و مدرن می خواند. سپس چندین برنامه تلویزیونی درباره ی پولس رسول و تاریخ کلیسا تهیه می کند. کتاب های او: زبانه های آتش: جنگی(طنز) از نوشته های دینی و شاعرانه، از در تنگ، آغاز جهان، انجیل به روایت زن، جنگ مقدس: صلیبیان و تاثیرشان در جهان امروز، عارفان انگلیسی سده چهاردهم، زندگینامه ی محمد پیامبر(ص)، تاریخ خدا: از ابراهیم تا کنون ( که تا کنون به 16 زبان ترجمه شده است) نبرد در راه خدا، بودا.

مناسب دیدم برای اینکه از قسمتهایی جالب از این کتاب برایتان بگویم و در مورد عقاید نویسنده و کتاب صحبت بشه و مطالبی را عرضه کنم مقدمه کتاب را برای آشنایی با ذهن نویسنده در مورد دین و خدا تایپ کنم و اینجا قرارش دهم هر چند که وقت زیادی را هم گرفت اما ارزشش را داشت.

مقدمه کتاب به قلم خانوم آرمسترانگ:

بچه که بودم اعتقادات دین پروپاقرصی داشتم ولی به خدا ایمان چندانی نداشتم 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 21:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

پستی از حاجی کنزینگتون دیدم که توجهم را جلب کرد. قضیه مربوط میشه به اسیدپاشی یه خواستگار به یک دختر که متاسفانه این دختر تمام صورت خودشو در اثر این حادثه از دست داده و فاقد بینایی شده. موردی که اینجا حاجی رو به واکنش پرداخته این بوده که چرا بلاگستان هیچ واکنشی به این حادثه نشون نداده. خب حرف حاجی درسته اما باید گفت که بلاگستان سرگرم اعدام فاطمه بود و در این مورد واکنش نشون داد و شاید اذهان به یان سمت رفته و یاد این واقعه نبوده. خوبه قوه قضاییه و دادگستری کمی هماهنگی کنند و واقعه هایی چون اعدام و حکم های آنچنانی رو تلپ و تلپ کنار هم نذارن تا بلاگستان سردرگم بشه که به کدومش بپردازه.( اینا که مزاح بود)

ایران امروز از تبعات فرهنگی و خصوصا اقتصادی کم کم داره واکنش نشون میده و در حال پوست انداختن هست. به نوعی میشه گفت دو عامل اقتصادی و فرهنگی که به نظرم عامل اقتصادی امروز مهمتر هست باعث بروز ناهنجاری های رفتاری در انسان ها میشه که این پدیده به شکل افسار گسیخته ای در ایران داره پیش میره.(50 قتل ناموسی طی هفت ماه)به دلیل نادانی و عدم فهم مسولان قضایی به طور مثال دختری 14 ساله که بزهکار بوده به جای اینکه به مراکز تربیتی هدایت شود راهی زندان اوین شده و بعد از مدتی راهی رجایی شهر کرج که محل محکومان به اعدام و حبس های طویل المدت هست می شود. هدیه مویدی دختری است که به اتهام رابطه نامشروع استفاده ار اسکناس مجعول و مشارکت در قتل عمد این چنین محکوم به زندان های بزرگسالان شده.

مورد دیگری که امروز شایع است آزار نوزادان به دست پدران و مادران است که بیشتر به لحاظ وضع بد اقتصادی و فشار های عصبی و روانی به خصوصا پدر باعث چنین فاجعه ای می شود که مثلا گردن نوزاد را فشار می دهند کتک می زنند و یا کارهای عجیب برای آژار نوزاد انجام می دهند.كودك 22 ماهه به‌دست پدرش شكنجه شده است

مورد بعدی فاطمه نام دارد که وقتی پی می برد که شوهر صیغه ای اش به دخترش نگاه شیطانی دارد او را می کشد و جسدش را مثله می کند و روز چهارشنبه هم در اوین به اعدام محکوم می شود. که بلاگستان نسبت به این اعدام واکنش نشون داد. (بازهم اعدام های دسته جمعی)

و مورد آخر همین دختری است که خواستگارش به دلیل اینکه به او جواب مثبت دهد روی صورتش اسید می پاشد( عجب ادله ای!!) تا از ریخت بیفتد و به او جواب مثبت دهد. حال قاضی حکم کوری دو چشم متهم را صادر کرده. که به نظرم چندان عادلانه نیست و عادلانه اش این است که روی صورت متهم هم همان گونه اسید پاشیده شود تا او هم از ریخت بیفتد و صورتش بد شکل شود. آدم وقتی صورت آمنه بهرامی را قبل و بعد از اسید پاشی این متهم نگاه می کند دلش کباب می شود که قربانی چه جهالتی شده. خبر بی بی سی +

خبر رادیو فردا
سوال اینجاست شما به دنبال عدالت می روید؟ یا اینکه همچنان باید مخالف قصاص بود؟ ( آرش کمانگیر: چشم در برابر چشم روش آدمیزاد نیست)

در مورد این پرونده باید گفت قاضی کمی فاقد شعور بود چرا که از دختر در دادگاه پرسید: این پسر اظهار داشته به خاطر این اسید پاشیده تا تو مال او بشوی آیا حاضری با این وضع با او ازدواج کنی؟

در آخر باید گفت که این نمونه های قتل و انتقام و اعدام و بزهکاری ها در جامعه ما کم نیست (گفته های یک روانشناس راجع به پدیده اسید پاشی و ساختن جامعه ای استاندارد ) و خوبه که بلاگستان به هر کدوم اینها واکنش نشون بده و باعث این بشه که الان که حتی روزنامه ها رو برای برخی از این پرونده ها زیر فشار قرار می دهند که عده ای از این پرونده ها رو بازتاب ندهند. بلاگستان چنین کند و واکنش نشان دهد.+لینکها: شرمتان باد از آن چشم ها
ناگریزی از خشونت
  واکنش کامنت گذاران هلندی به حکم کور کردن جوان اسید پاش در ایران 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 17:5  توسط مجتبی امین محمد  | 

اینا عکسهای ماه سپتامبره که توی این ماه سعی کردم عکسهای مختلف و متنوعی رو که انداخته بودم رو در فتوبلاگم بذارم و قدری متفاوت تر از گذشته گام بردارم. توی این عکسها عکسهای شهرک ارباب های غربی راه رفتن بر روی پرچم اسرائیل تریاک و ترس کودک از عکسهای جالب بودن و عکسهایی که بازدیدشان خوب شد عکس فقر در ایران مصطفی ملکیان مهاجرت روشنفکران ایران و آیت الله سید محمود طالقانی بود. امیدوارم خوشتون بیاد
 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:25  توسط مجتبی امین محمد  | 

در مورد پست پیش نکاتی به نظرم آمد و لازم بود نکاتی رو در مورد نظرات دوستان در کامنت ها بدهم که تصمیم گرفتم برخلاف خواسته ام ( شرایط روزانه ام کار فراوان به همراه خستگی فراوانش هست که متاسفانه کمتر وقت می کنم هم آپ کنم هم به دوستان سر بزنم.از این بابت متاسفم ) چیزکی بنویسم.

شاید در پست پیش کمی تند رفتم اما این حقیقت وجود دارد که در ایران آدمها نه سر پست هایشان هستند و راجع به چیزهایی که تخصص ندارند حرف می زنند و نظریه می دهند. بله گنجی حق اظهار نظر پیرامون مسئله دین و سیاست را دارد. ولی باید تکلیف خود را با آزادی بیان و اینکه هر آدمی حق دارد پیرامون هر مسئله ی تخصصی نظر دهد مشخص کنیم. اینجا ایران است که ورزشکارش نماینده مجلس می شود نماینده شورای شهرش می شود و خوشبختانه وضعمان مانند روسیه نشده که مانکن ها و هنرمندان مان راهی مجلس شوند.

لپ کلام من در مورد گنجی این بود که این سخنان گنجی چه فایده ای برای جامعه ما دارد؟ این سخنان که در سایت رادیو زمانه انعکاس می یابد چقدر در جامعه منعکس می شود؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:44  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe