تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

حکایت تخته سیاه و آیینه حکایت نشان دادن و حقیقت می تواند باشد. عده ای معتقدند آنچه که فیلم ها و سریال ها نشان می دهند بخشی از آیینه جامعه هست که کارگردان و سیاست تهیه کنندگان باعث ایجاد چنین فیلم هایی است. برخی هم معتقدند که فیلمسازان با خلق آثارشان در پی ایجاد القائات و تحمیل افکارشان بر مردم هستند و اگر نجنبیم باعث انحراف در جامعه می شوند. سال پیش فیلمسازی فیلمی ساخت که در جهان سر و صدای زیادی به پا کرد و کلیسای بریتانیا را به واکنش واداشت. آنجا بود که حتی عده ای در واکنش به بازی نیکول کیدمن در این فیلم به او تاختند و به او انگ بی خدایی زدند که در چنین فیلمی بازی کرده.

این حماسه فانتزی 180 میلیون دلاری بر مبنای نخستین جلد از سه گانه نیروهای اهریمنی نوشته فیلیپ پولمن نویسنده بریتانیایی ساخته شده که اساسا نسبت به مذهب نگاهی توام با تردید دارد.

کاتولیک های محافظه کار و پروتستان های انجیلی فیلم قطب نمای طلایی را محکوم کردند آنها می گویند نمایش این فیلم می تواند بچه ها را به خواندن کتاب های پولمن و دنیای تاریک و فرد گرایانه آن جایی که مذهب جلوه ای اهریمنی دارد ترغیب کند.

حوادث پیرامون این فیلم آنقدر زیاد است که حوصله ی پرداختن به این فیلم را ندارم. اما موردی که در ذهنم برجسته شد این است که به واقع ما حق داریم سیاستگذاران فیلم ها و سریال ها را متهم کنیم که شما دارید به مردم فلان چیز را القاء می کنید؟ آیا این آیینه تمام نمای جامعه ما نیست؟ آیا توان دیدن تلخی هایش را نداریم که این گونه می خواهیم فشار بر فیلمسازان بیاوریم که چرا چنین تصویری ارائه می دهید؟

بعد از اتمام سریال های ماه رمضان بود که فمنیست ها و برخی دیگر معتقد بودند که صدا و سیما در این سریال ها و در سریال های دیگرش اعم از مرگ تدریجی یک رویا و... می خواهد نمایشی از زن را نشان دهد که زن در جامعه ضعیف است، زشت است، دائم دنبال شوهر است، التماس می کند، از آمدن خواستگار خوشحال می شود، ترشیده ها زیادند، مردسالاری بیداد می کند و...

این طرف ماجرا سنتی هایی هم هستند که می گویند ( با این آدما از نزدیک برخورد داشتم ) ببین می خواهند با این کارشان فرهنگ دینی را از بین ببرند ببین کاسه توالت را نشان می دهند ببین چطور داره سیگار می کشه ببین اینا رو دارند نشون می دهند و راه رو باز می کنن واسه جوونا و...

فی الواقع حرف دو طرف ماجرا اعم از فمنیست و سنتی یک چیز است آنهم این است که صدا و سیما می تواند تخته سیاهی باشد که نوشته هایش ما را اذیت می کند و در پی القا است.

صرفنظر از اینکه زن در جامعه ما حقیقتی تلخ دارد به این مسئله در هیچ جایی اعتقاد ندارم که چون چنین چیزی نشان می دهد این رسانه ( فیلم و سریال) در پی القا به شهروندان خود است و دائم دارد به تماشاگر چیزی یاد می دهد. فکر می کنم فیلم ها و سریال ها آیینه ای هستند تمام نما از جامعه ی ما.

کسی نیست به کلیسا بگوید عزیز دل کسی با خواندن کتابی و دیدن فیلمی خدایش را و عقایدش را نمی فروشد بلکه با پول خدا می رود و با بی پولی شاید بشود گفت خدا می آید ( خبرگزاری خارجی می گفت در کنار بورس داوجونز نیویورک کلیسایی هست که نه تنها مالباختگان و کسانی که در وامشان وا مانده اند بلکه خود بورس بازان از نگرانی و مشوش بودن اوضاع به کلیسه پناه بردند تا از خدای خود تقاضای بهبود اوضاع را بکنند. در پایان گزارش می گوید کلیسا های شهر امروزه به شدت شلوغ است)

این طرف ماجرا هم باید گفت امروزه همه مردم با پوست و خونشان حس می کنند موفقیت زنان و دخترانشان را و صد البته موضوع ازدواج موضوعی است که مقصرش دولت و فرهنگ بد خود همین مردم است که بعضی فیلمسازان در پی نشان دادن این حقیقت ها هستند.

هیچ وقت به محدودیت و مشروط بودن عقیده ای ندارم آنهم به دلیل اینکه آنها می خواهند القاء کنند و مغز مردم را شستشو دهند. آیینه حقیقتی است که باید دیدش

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 22:48  توسط مجتبی امین محمد  | 

که

,وقتی این عکس را دیدم کمی تعجب داشتم. عده ای هستند که دستان رهبرانشان را می بوسند اما اگر بگویند دست مادرت را ببوس چندان به مذاقش خوش نمی آید یا اگر به آن فرد بگویی دست یه کارگر زحمتکش را ببوس عمرا اینکار را نکند. نوشته ی مزبور کاری به خوب بودن یا بد بودن این عمل که می تواند چاپلوسی و فریب مردم هم باشد کاری ندارد.
 

بیشتر این عمل احمدی نژاد توجه مرا جلب کرد که برای این مرد بوسیدن دست رهبرش با بوسیدن دست یک جوان فرقی نمی کند و شاید مثل دیگران از این لحاظ قابل تمایز باشد که او دوست دارد همواره این طور باشد یا این طور خودش را نشان دهد که خدمتگزار مردم است و حتی حاضر است دستان مردمش را هم ببوسد و از این کار هیچ ذلتی را متحمل نشود. آنهایی که بوسش دست رهبری را توسط احمدی نژاد آن زمان که داشت رئیس جمهور می شد و خاتمی کمی آنطرف تر بود را عملی چاپلوسانه و در جهت فریب  و ریاکاری خواندند حداقل من اینطور فکر می کنم که آن عمل احمدی نژاد عملی ریاکارانه نبود و دلیلش هم عکس بوسیدن دست یک جوان گیلانی توسط احمدی نژاد است که برایش فرقی نمی کند دست رهبرش را ببوسد یا دست مردمش را. دوگانه عمل نکردن و ریا نبودن او در این دو تصویر مشخص است.

 

هر چند بهرحال مخالف ایده ، افکار، عمل به سیاست های او و گاها فاجعه بار او هستم اما این عمل بوسش دست را شاید اسمش را فریب و چاپلوسی بشود قلمداد کرد که احتمالش کم هم نیست اما هر چه هست ریاکاری به مفهوم دوگانه عمل کردن نیست. یعنی اینکه آن عمل بوسش دست رهبری ریاکاری نبود زیراکه در عمل احمدی نژاد ثابت کرد برایش مردم و رهبری در امر بوسیدن فرقی ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 12:1  توسط مجتبی امین محمد  | 

خیلی اتفاقی امروز به کتابخانه رفته بودم تا روزنامه بخوانم و خیلی اتفاقی دیدم که در صفحه آخر روزنامه اعتماد ملی مطلبی نوشته شده پیرامون روز جهانی وبلاگ نویسانی که برای فقر می نویسند. در این نوشته در آخرش نوشته شده که برای دیدن تصاویر کودکان کار می توانید به گزارش تصویری ghajarboys نگاه کنید.

 

این پست رو برای این نوشتم که اگر یک نفر این نوشتار را در روزنامه را دید و اگر خواست سری به ghajarboys بزند و این تصاویر را ببیند متوجه باشد که تصاویر در فتوبلاگ قاجار بویز ghajarboys pictures  هست و نه در ghajarboys. تا سر در گم نشود که چرا تصاویر نیست.

 

این هم لینک تصاویر کوکان کار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:43  توسط مجتبی امین محمد  | 

بارها در رفتار مردان ایرانی متاهل حتما دیدید که از زندگی مشترک خود می نالند و شما مجردها را به زن نگرفتن تشویق می کنند و در این باره طوری از زندگی مشترک خود صحبت می کنند که انگاری دارند با هیولایی زندگی می کنند که تحمل یک لحظه بودن با او را هم نمی توانند بکنند.

به نظر می رسد این رفتار چندش آور مردان ایرانی متاهل که تعدادشان هم کم نیست از چند وجهه قابل بررسی و آسیب شناسی می باشد.

بخشی از ناله های این مردان حقیقت دارد و درو از تصور نیست که سخت زندگی می کند.

اما بخش عظیمی از این رفتار به 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

عکسهای ماه آگوست فتوبلاگم به خاطر تقارن با روزهای سیاسی یه کمی رنگ و بوی سیاسی گرفت مثلا عکسهایی از مظفر الدین شاه رو که از کتابی که نام هم بردم اسکن کردم و در فتوبلاگم قرار دادم و همچینن عکسهایی از مشروطه خواهان. همچنین یه مقاله زیبا از دکتر مصدق رو اسکن گرفتم که مال قدیما بود و عکس خود مصدق رو هم اسکن گرفتم و در فتوبلاگم قرار دادم. دیگر فکر می کنم عکسهای پسران و دختران استانبولی و نمایی از شهر استانبول و ماهی گیران استانبولی که از شهر استانبول دوستی عکسهایش را به من داد هم عکسهای جالبی سات. این وسط عکسی از جناب ابطحی را به همراه بیوگرافی از ایشان قرار دادم که جالب بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:23  توسط مجتبی امین محمد  | 

گزارشی تصویری و خبری روز یکشنبه و اعتصاب همه جانبه اصناف در بازار تهران:

 امروز به بازار تهران سر زدم و از در سبزه میدون وارد بازار شدم و در متوجه شدم امروز کلهم بازاری ها در تهران به اعتصاب رفتند و مغازه های خود را بستند و البته در بازار حضور دارند و منتظر نتایج جدیدی هستند . با یکی از دوستان در بازار صحبت می کردم از او پرسیدم که از اتحادیه و شورای اصناف چه خبر ؟ گفت که مشخص است که آنها را دولت انتخاب کرده و آنها هم برای دولت کار می کنند و اصلا به فکر ما نیستند.

لینکدونی:واکنش حسین شریعتمداری به تعطیلی بازارها: کجایند شهید لاجوردی‌ها! .  رادیو فردا: دولت ایران و اعتصاب بازار.

در آخر باید بگم که نه بازار بازار مستقلی است که بخواهد خیلی دوام بیاورد در برابر تهاجمات( به خاطر وابستگی به موتلفه ای ها) و هم اینکه دولت باید بداند که بازاری ها ۴ تا بچه دانشجو نیستن که به راحتی بشود آنها را خفه کرد و با زور بر آنها مسلط شد و طرح مالیاتی را به آنها واجب کرد.  قدرت نه چندان زیاد بازار بهرحال غیر قابل اغماض نیست و باید این وسط دولت یه امتیاز هایی بدهد تا اعتصاب جمع شود و گرنه هیچ

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 13:3  توسط مجتبی امین محمد  | 

از آنجا که جناب ملکیان اصولا به مباحث اخلاقی علاقه دارند و بیشتر بحث های خودشان را در حوزه ی اخلاقی بیان می کنند به ایراد مطلبی پرداختند پیرامون دلایلی اخلاقی و روان‌شناختی در دفاع از آمدن خاتمی

سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا اصلا عقلانی هست که رای دهیم؟ آیا عقلانی است که در این انتخابات شرکت کنیم؟  روشنفکراهایی بعضا مثل  جناب میر سپاسی  که در مجله شهروند امروز شماره ی 64 گفته بودند که این سوال که معمولا در جامعه روشنفکری ایران مطرح می شود که آیا باید شرکت کنیم یا خیر سوال بی مفهومی است از نظر من هیچ تردیدی نیست که روشنفکر باید در سرنوشت جامعه مشارکت کند و پیش شرط هم نمی تواند قایل شود و اتفاقا مشارکت روشنفکر باید در وضعیتی که چندان دلخواهش نیست شرایطی را فراهم کند تا مردم را به مشارکت ترغیب کند. این چنین اظهار نظر کرده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 23:26  توسط مجتبی امین محمد  | 

اعتراضات و اعتصابات در بازار های کشور همچنان ادامه دارد و امروز هم بازار تهران صنف قماش و نساجی بسته و تعطیل است . البته همیشه پنجشنبه ها بازار تق و لق هست اما دوستی که امروز تماس گرفته بود گفت که امروز آمدم بازار و دیدم کسی نیست و من هم چراغ عقب مغازه را روشن کردم و نشستم حساب و کتاب می کنم تا کسی نفهمد  مغازه ما  چراغش روشن است.  پیشتر انتظار می رفت به دلیل رابطه تنگا تنگ بازار تهران با نهاد قدرت در حکومت فعلی بازار تهران بسته نشود اما ظاهرا موتلفه ای ها که قدرت بسیاری در بازار تهران دارند هم  وضع خود را مطلوب نمی بینند. بازار تهران به نظر می رسد اگر اتفاق خاصی نیفتد روز شنبه تعطیل شود. ضمن اینکه شایعه ای هم وجود دارد که این طرح به تعلیق 6 ماهه رود. اما اگر انتظار دارید که این اعتراضات نتیجه خارق العاده ای دهد و تا چند هفته ادامه پیدا کند اشتباه می کنید زیراکه همیشه اعتصابات در ایران به خاموشی می رود و پیشرفت چندانی نمی کند. ( گزارش AFP از تعطیلی بازار) نفت اوپک ۸۰ دلار  . دلار ۱۰۰۰ تومان . تاکید مجدد احمدی نژاد بر طرح تحول اقتصادی . عسگر اولادی: دولت و سياست‌هاي اقتصادي‌اش به تمام معني فشل است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:31  توسط مجتبی امین محمد  | 

امروز سه شنبه است و شبکه خبر  دارد می رقصد. کسی نداند فکر می کند عقاب صاف به طرف زمین می آید و می میرد و این گنجشک ها می توانند روزی عقاب شوند. امروز صبح تمامی برنامه های شبکه خبر پیرامون اقتصاد و بحران های مالی اروپا و امریکا پرداخته و دائم با بخش خبر های فوری از سقوط امپراطوری بزرگ و نهاد سرمایه داری خبر می دهد.(مقایسه بحران اخیر و بحران عظیم دهه 1930 )

انگاری آنها در حال سقوط هستند و ما در حال صعود.

درس هایی که می شود از این سقوط ارزش های بورس های امریکا و اروپا ایضا ژاپن و خصوصا روسیه گرفت ( که صدا و سیما اصلا از وضع بحرانی روسیه چیزی نمی گوید) فراوان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 11:6  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 18:8  توسط مجتبی امین محمد  | 

در مطلب قبلی شاید بعضی دوستان ( مثه آقا رضا و خانوم مهرگان) شاید روشون نشده بنده رو به توهم  متهم کنن و گفتن که مبنای تحلیل من اشتباه است یا اینکه گفته اند ای بابا نباید همه چیز رو سیاسی کرد یا یه نفر توی بالاترین کامنت گذاشته بود این همه صحنه حساس  و این گل دقیقه آخری فکر می کنی میشد تبانی بوده باشد؟

دو تا حقیقت وجود داره یکی اینکه واقعا حکومت فعلا در این زمانه حساس به این نتیجه رسیده همه چی رو کنترل کنه و یه جورایی از کوچکترین جمعیت سیاسی ( که مثالش را جناب سید عباس زد: کدیور و چند نفر که پشتش نماز می خوانند) می ترسند چه رسد به 100 هزار نفر که خواسته سیاسی ندارند اما اگر کارشان به دعوا کشیده شود کلی نیروی پلیس می خواهد که فراهم کردنش کار حضرت فیل است ( اینجا دیگر نمی شود از نیروی های شخصی استفاده کرد ) دومین  حقیقت اینه که خانوم مهرگان گرامی ما نمی خواهیم همه چیز را سیاسی کنیم اتفاقا  مشکل اینجاست که آنها همه چیز را سیاسی می کنند: هنگام مهمترین بازی فوتبال در ایران تبلیغ خودشان ( فریاد سرخ و آبی جمهوری اسلامی یا شعار امسالشون که...) را می کنند. امروز خبری از شبکه خبر شنیدم که آنها به مداد و پاک کن هم رحم نمی کنن. و دنبال نظارت بر تصاویر منتشر شره روی لوازم التحریر هستند. بنا براین پر واضح است  که آنها به دنبال سیاسی کردن همه چیز هستند.

یه جمله قدیمی میگه شما برای یه فریب درست و حسابی احتیاجی به دروغی بزرگ دارید کسی چه می داند چقدر سیاستمدار ها برای یک منفعت بزرگ از یک هزینه گذشته اند و جنگی را راه انداخته اند که شاید در نگاه اول به ضررشان باشد اما در دید آخر به نفعشان باشد. شاید 11 سپتامبر یا چیزی شبیه آن. اما این حقیقت وجود دارد. بنابراین شما برای یه تبانی در فوتبال انتظار نداشته باشید همه چیز باور شده به نمایش گذارده شود.

در پایان ممکن است تحلیل من اشتباه باشد  اما خب من اینجوری فکر می کنم شما بازی برگشت رو شرط مساوی با دیگرون بزنید اگر باختید من تقبل می کنم( البته سعی کن زیاد رقمش بالا نباشه)

بی ربطدونی: می خواستم از عمو پورنگ یکم بنویسم که دیگه دیدم این مطلبم زیاد شده و بی خیالش می شویم)

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 18:4  توسط مجتبی امین محمد  | 

امسال برا اولین بار یا کلا  برای اولین بار وقتی استقلال گل زد نه فریادی کشیدم نه نیم متری پریدم و نه دستم را بالا بردم برا اول بار کمی لبخند زدم آنهم لبخند تلخ.

خیلی دردناک است که وقتی می دونی قراره یه چیز نابود بشه یا قراره  اون چیزی که مثبت بوده خنثی شه نه؟ برهانی گل زد( ببخشید به واعظی گفتم این چقدر خنگه زودتر از دروازه نیومد بیرون. اون ورم طالب لو شل کار کرد)  خندیدم خسته بودم ( از کوه اومده بودم) و بعدش خوابیدم چون می دانستم دیدنش فایده ندارد و پرسپولیس گل تساوی را می زند. امروز بیش از هر چیز آنها می ترسند از جمعیت کوچکی نمی گذرند از ساعتها نمی گذرند و بازی را در ظهر برگزار می کنند( دربی ای را پیدا کنید که 3 بعد از ظهر انجام شود) از فوتبال هم نمی گذرند و دائم در توهمشان این را می پرورانند که کسانی قصد شورش توطئه تخریب و . را دارند . از قدیم  یه مثل هست که میگن از هری چیزی که بترسی چی داداش؟ ادامه شو خودت برو.

کاری به این مسائل ندارم ولی برای یه حکومت خیلی بده که اینقدر بترسه( بابا آخه حکومتی که وصل به خداست وصل به آقاست دیگه از چی می ترسه؟ ) به قول دوستم اینا وقتی از  جمعیت حدودا 1000 یا 2000 نفری حسینیه ارشاد می ترسند و کلی بند و بساط با خودشون میارند( حساب کن از آمبولانس ( احتمالا قرار بوده کسی از شنیدن تراوشات روشنفکری دینی غش کنه)  گرفته تا موتور آتش نشانی ( احتمالا سیگار کشیدن های توی پیاده رو...) و  پلیس های مخفی( همون شخصی های سابق) و پلیس های معلوم  همگی میان تا خدای نکنه از این جمعیت چیزی در نیاید.

روزگاری می رسد  که روزنامه نگاری  فعال و کنجکاو ،  به دنبال همین مسئله دربی می رود و از بازیکنان و مربیان و مدیران سوال می کند که به شما قبل از دربی چگونه می گفتند مساوی کیند  مثلا به همه بازیکنان می گفتند قرار است این روحوضی مساوی شود؟ یا نه فقط یه عده از بازیکنان؟ بابت این قضیه مدیران پولی هم می گیرند؟

متظر می مانیم تا آنروز تا کمی آنروز بخندیم به حال گذشته ی خود.

( پدر آمد خانه گفت سر چهار راه ( یه شاهراه بزرگه تو تهران)  کلی ماشین پلیس بود)

بی ربطدونی: امروز از فرمانیه رد می شدم و دیدم ای بابا تو رو خدا سریال ساختن اینارو نگاه کن و  جاتون خالی کلی به این سیستم های دقیقه نودی فحش دادیم و مسخره شان کردیم که این سیروس تازه امروز جمعه داره سکانس های مربوط به سریال روز حسرت در روز شنبه را می سازد در خیابان. ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 19:16  توسط مجتبی امین محمد  | 

عید فطر مبارک. عکسی که می بینید مربوط به سری عکس هایی از روزنامه گاردین انگلیس از عید فطر در کشور های اسلامی است که دیدنش ضرر نداره.

راستی پیروزی خون بر شمشیر( بالاخره كردان جعلي بودن مدركش را تائيد كرد ) هم بر شما و همه ایرانیان و مسلمین و کفار جهان مبارک

اینم سهم یک جوان از سفره ی نفت.  این عکس رو دیروز توی خیابون جمهوری گرفتم و این جوان شب عید به دنبال روزی خود از ... بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:59  توسط مجتبی امین محمد  | 

همیشه از طنز عطاران خوشم میومد اما نقطه ضعفشو این می دیدم که نمی تونه حرفی بگه تو طنزاش و فقط میخواد ملتو بخندونه. اما عطاران با این سریال بزنگاه که من شدیدا از ش خوشم میاد دیدم رو نسبت به خودش عوض کرد.

رضا عطاران با اون تیتراژ اولیه ش حسابی منو و دیگران رو غافلگیر کرد از همون اولش حس کردم این کارش باید با کارای دیگه اش متفاوت بشه و وقتی بعد از چند قسمت اون صداها جاشو به موزیک داد فکر کردم چه بد شد.

اون تیتراژ نشون میداد که امروز صداهایی از طبیعت رفته و جاشو به صداهایی که ما اونا رو  پرداخت کردیم داده. یه جا نمی دونم کی به عطاران میگه من صداتو نمی شنوم عطاران اینجا با بازی رئالش میگه همون بهتر که نمی شنوی میخوای چیرو بشنوی؟ ( ارزش شنیدن نداره خودتو اذیت نکن، چیز زیادی رو از دست ندادی) به نکاتی اشاره می کنم  که برام جالب بود. یه جاش پلیس با دست  و یه نوع وحشیگری روی سر عطاران میذاره و با خشونت میخواد سرشو بکنه تو ماشین پلیس وقتی اینو دیدم و اصرار کارگردان که این صحنه تکرار بشه و یکی عطاران رو هی صدا میکنه و باهاش صحبت می کنه و باز پلیس این حرکتو انجام میده متوجه شدم که این احتمالا باید یا کار عطاران باشه یا کار سروش صحت که از صحت بعدی نیست این یه تلنگر بودش این یه دید تیز بودش که بیاد این صحنه رو نشون بده و به ظرافت انتقاد از پلیس بکنه که چه لزومی داره افراد عادی و شهروند خودشو ادم اینجوری توی ماشنی بکنه؟

از بازی های رئال این مجموعه خیلی خوشم میاد . به نظرم یکی می تونه واقعیات رو نشون بده که رئال بازی کنه یه سری از کارگردان ها مثه مجیدی و کیارستمی و دیگران سعی می کنند از بازیگر های نابازیگر استفاده کنن تا رئال بودن اثرشون حفظ شه و اونها بازی نکنن بلکه زندگی کنن با کارشون و خب عطاران بازیگر هایی رو پیدا می کنه که بازی نمی کنن زندگی می کنن.

ریاکاری که عطاران به نقدش نشسته به نقد اخلاق در خانواده های سنتی (که همیشه صدا و سیما به خوبی از خانواده های سنتی یاد می کنه ) به دروغ به ریاکگاری در جامعه فعلی خوب تنه می زند.

مثال هایشم فراوان است در این سریال. به نظرم نشون دادن واقعیات اصلا بد نیست و خیلیم خوبه چیزی به نام بد آموزی نداریم. چرا که در جوامع دیگر همه چی نشون داده میشه بد بختها خوبشختها اعمال زشت را نشان جامعه می دهند که اتفاقا آنهایی که ندیدند هوشیار باشند و ببینند که چه در جامعه شان هست  و آنها که دیدند به این تاکید برسند که بایستی مبارزه کرد. ( یه چیز رو دقت کردید تا حالا تو صدا و سیما تصویری از نمکی ها و نون خشکی هایی که گونی به دست هستند نشان داده نمی شود) پی نشان دادن واقعیت برای این جامعه خوب است و این منجر به این میشه که خوب را از بد تشخیص داد.

واقعیات هر چه تلخ تر باشند باید بیشتر نشانش داد تا کمرنگ تر شوند شما آنقدر سیاهی را نشان دهید که سیاهی  از دیدن آن همه چشم که دارند نگاهش می کنند شرم زده شود و رنگش کمتر شود به خاکستری برسد شما به نگاه کردن ادامه دهید تا او سفید شود.

بعد نوشت: یادم اومد که دو مسئله رو نگفتم یکی این نگاه به ارث و میراث که توی همه ی خانواده های امروزی به مشکلی بزرگ مبدل شده و مثه یه ویروس به جون همه افتاده. انسانیت گمشده ی امروز رو داریم می فروشیم به بهای ناچیزی که همش هم توجیه عملکرد خودمون می کنیم. دومین مورد نگاه این سریال به مرگه. یه جا مثل همه جاهای زندگیمون عطاران میگه مثلا اگه شما مردید طرف مقابل میگه خدا نکنه بعد عطاران میگه خدا نکنه چیه؟ خب هممون می میریم دیگه مرگ حقیقته. من عاشق این نگاه عطارانم و خودم هم همیشه اینو به دیگرون میگم که خدا نکنه یعنی چی در مورد مرگ؟ اگه همه به مرگ و انا لله و انا الیه راجعون معتقدند و مرگ رو یه حقیقت می دونن اما همه اینگونه ایمان بهش ندارند

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:53  توسط مجتبی امین محمد  | 

از سه شب احیاء که البته من فقط دو شبش رو بیرون رفتم  دو نکته به نظرم رسید که برام جالب بود.نکته اول بر می گرده به این که برام جالب بود که چرا امسال بچه های دفتر  تحکیم  وحدت چرا امسال از هیچ ملی مذهبی ای مثل پارسال دعوت نکردند و برام جالب بود امسال کمی مراسم بی فروغ بود و سه شب برگزار شد بر عکس پارسال که شش شب بود و مفصل برگزار شد.

یکی از دوستان  را دیدم و بهش گفتم تو که توی دفتر تحکیمی بگو چرا امسال از ملی مذهبی ها دعوت نکردین؟ گفتش که من بودم الان نیستم  ولی به دو خاطر یکی اینکه اطلاعاتی ها نذاشتن و اجازه ندادند و دیگری اینکه این تحکیمی ها که مراسم رو برگزار می کنند کدیوری هستند و زیاد از ملی مذهبی ها خوششون نمیاد. بهش گفتم خب اون مورد اول که هیچ ولی این دومی خلی جالبه یعنی اینجا هم شکاف وجود داره؟ یعنی اینجا هم دو دستگی هستش؟ عده ای با ملی مذهبی ها حال می کنند و عده ای هم با غیر از آنان. ( این را حتما بخوانید:  در دفاع از روشنفکری مذهبی ،نقد روشنفکری دینی و سخنی با مراد فرهاد پور )

این مسئله برام یاد آور این شد که در یک نیمچه حزب  هم که به اونصورت مفصل نیست دوگانگی و دو دستگی وجود داره وای به حال اینکه این جماعت اصلاح طلب بخوان یه رئیس جمهور معرفی کنند که به نظرم عمرا بتونن یه نفر رو اعلام کنند( من نیستم پس هستم ) هرچند به دیدار منتظری هم رفته باشند و اون هم بگه که فقط یکنفر رو معرفی کنید اما آیا این غد بازی برخی از آقایان و برخی از ترسو ها میذاره که یه نفر معرفی شه؟ به نظر میرسه اصلاح طلبان هنوز سرشان به سنگ نخورده تا متوجه اورژانسی بودن قضیه ( به طور نمونه:  سقوط دموکراسی سعود فساد) شوند و به این تلاطم بیفتند که شرایط به گونه ای نیست که متحد نبود و هر کس حرف خود را زد. 4 سال بعدی هم حکومت دست همین اصولگرایانی است که مسخره شان می کنیم اما آنها حالا چه با تقلب و چه بی تقلب برنده شوند حداقل دارای یه ویژگی هستند اون هم اتحاد هستش.

نکته دوم هم که برام جالب بودش این بود که همش شاید دو مراسم امسال در تهران برگزار میشد که با حضور عموم مردم برگزار میشد و اپوزیسیون میزبان آن بود  یکی در همین حسینیه ارشاد و دیگری در دفتر حزب مشارکت.حسینیه ارشاد که در این یکی دو ساله پاتوق همه شده شما از نیروی اطلاعاتی بگیر تا چپ کمونیست و تا حجتیه ای ها همگی به ارشاد میان و پاتوقی برای خود فراهم کرده اند که در نوع خود جالب است. ( یه نفر بود به طرز ابلهانه ای تلپ و تلپ داشت از جمعیت عکس می انداخت با این دوربینا که دارای لنزهای بزرگ برای زوم بود و خیلی تابلو داشت از همه ی مردم عکس می انداخت که...)

اما دفتر حزب مشارکت هم جالب بود. فکر می کنید کجا برگزار شد؟ توی پارکینگ جلسه برگزار شد آره توی پارکینگ . تصور اینکه بزرگترین و تشکیلاتی ترین حزب اپوزیسیون و اصلاح طلب در ایران مراسم خودشو در پارکینگ ساختمون برگزار کرده کمی دور از ذهن هست اما این واقعیت ماجرا بود. و اون جدا کردن برادران و خواهرانش هم جالب بود که از اون می گذریم.

ببخشید از این که این چند وقته مطالب وبلاگ همش دور و بر سیاست و اینا میزدش

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:40  توسط مجتبی امین محمد  | 

دیشب سه شنبه شب مشتاق شدم تا به پای بحث و سخنرانی مصطفی  ملکیان بروم هرچند در دفتر حزب مشارکت شاخه جوانان برگزار می شد اما چون تا به حال پای بحث آقای ملکیان ننشسته بودم ( ماقبل از این سروش و مجتهد شبستری و... را پای بحثشان بودم) علاقمند شدم تا ببینم این بار جناب ملکیان از اخلاق چه می گوید.

موضوع بحث جناب ملکیان عقلانیت عملی اخلاقی زیستن بود و سوال مهم این بود که آیا عقلانیت    می گوید که اخلاقی بزییم؟ آیا می توان با رویکرد عقلانی در عین حال اخلاقگرایی را هم زنده نگه داشت و به آن عمل کرد؟

عمل غیر عقلانی عملی است که هزینه اش بیش از سودش است و عمل عقلانی عملی است که هزینه مساوی یا کمتر از سود آن محسوب می شود. این حکم در مورد عمل اخلاقی و در کل زندگی هم حاکم است.

بدیهی است که عمل اخلاقی هزینه دار است و هزینه اش هم کم نیست و سوال این است که سود عمل اخلاقی چیست؟ آیا سود آن کمتر از هزینه اش است و اگر چنین است پس عمل اخلاقی عقلانی هست یا خیر؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 5:39  توسط مجتبی امین محمد  | 

یادش به خیر آنروز ها

لینک بالا در مورد عکسهایی است که سال ۸۴- ۸۵ از ایشان  گرفتم و هم در مورد خبر مهاجرت محسن کدیور به امریکا حسن یوسفی اشکوری به ایتالیا و تقی آزاد ارمکی به امریکا است

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 20:52  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe