تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

این فیلما رو دیدین که مثلا برا یه آدم اتفاق هایی می افته در زمان های مشترک یا اتفاق های مشترک  در زمان های مشخص؟

امروز تو مترو بودم بعد یه لحظه داشتم به این فکر می کردم که پارسال هم همین اتفاق برام افتاده بود و همینجوری که بیشتر فکر کردم و یادم اومد دیدم مثلا حول و حوش نیمه شعبان اتفاقی می افته برام یا مثلا دقیقا 10 ماه رمضون بازم یه اتفاق ها یا خبرهایی بهم میرسه که هم مشترکه تو جنسش و هم مشترکه تو زمانش خیلی جالبه ها نه؟

مثلا توی تاریخ شمسی هم این اتفاق توی این چند سال افتاده که زمستونا فصل خوش یمنی هست برام  و با اینکه بچه بهارم اما اقبالم توی زمستونه و همیشه خبر های خوش و اتفاق های خوش تو زمستون میفته برام و بهار زیاد برام جالب نبوده .واقعا ادم خرافاتی نیستم اما خب این اتفاق برا من چند ساله رخ داده و اون تاریخ قمریش (15 شعبان و 10 رمضان)  هم یه دو سه سالی هست که اتفاق افتاده. حالا دارم خودمو برا 10 رمضون خودمو به کوچه علی چپ میزنم و از یادم ببرم تا منتظر یه خبر نباشم. سخته!

حالا شما هم فکر کنید و یادتون بیارید که مثلا یه اتفاق مهمی که براتون اتفاق افتاده آیا سال پیشش براتون توی اون زمان افتاده یا نه؟ شانسه دیگه یه موقع ها میشه. باورش سخته اما برا من یکی که شده!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 19:17  توسط مجتبی امین محمد  | 

در جدیدترین اظهار نظرها و ختم کلام ها از سوی فدراسیون و شخص  مهندس علی دایی سرمربی تیم ملی ایران گفته شده که آقایان روزنامه ها انتقاد نکنید آقای قطبی و قلعه نویی صحبت نکنید و....

فقط کم مانده یک خفه شید را نسبت به همه اعلام کنند و السلام بگویند و وقتی هم حذف شدند دلایل مزخرف خودشان را اعلام بکنند و مهندس دایی پولش را به جیب بزند و فدراسیون هم که مدیریتش از دوران تعلیق فوتبال افتضاح تر بوده  این حدود یک سال را طی کند و السلام.

به این می گویند فوتبال فاشیستی اسمش دقیقا همین هست فوتبال خفه شفید تا من کار خودمو بکنم و حق اظهار نظری هم ندارید چون من بیشتر می فهمم.

واقعا حالم از این فوتبال بهم می خوره  و اصلا دوست ندارم این آدما تیم ملی شون به جام جهانی بره, بره جام جهانی تا نتیجه خفه گفتن ها نتیجه دهد؟ برد جهانی شود که چه؟

از قلعه نویی که می گویند لمپن است و حرف زدن بلد نیست  و از پروینی که نسخه قدیمی ترش است بیشتر خوشم می آید تا آدمی به مغروری مهندس دایی که علاوه بر حرف زدنهای تحقیر آمیزش با همه جنگ دارد نگاهی بیاندازید: پروین, قطبی, قلعه نویی, خداداد عزیزی, کریمی, مهدوی کیا, هاشمیان, مایلی کهن و یه سری ادمه دیگه؛ می گوید شما انتقاد می کنید و هنوز هم دارد اشتباه های قبل خود را تکرار می کند

این سیستم که قبلا فساد داشت به قول بهمن فروتن حالا دیگه لجن مال ترم شده و آدمهایی به قول دبیر کوتوله اومدن وسط واسه میدانی به نام فوتبال و دارند کثیف تر می کنند کارو و جالبیش اینه که صدای کمی از اعتراض بلند میشه و دیگرون اعتراض نمی کنن و همون یه عده کم هم که متعرض هستند میگن چرا؟

روز به روز که بیشتر جلو میره فوتبال ما بیشتر به یه چیزای داره نزدیک میشه و این خیلی پر اهمیت هست شاید شما بگید چرا اینقدر به فوتبال گیر میدی ولی واقعا احتیاجه که گیر بدیم چون فضا داره به قول دوستم تبدیل به فاضلاب میشه باید نور انداخت تو فاضلاب و لجن های تهشو به دیگرون نشون داد.( خواهشا کامنت نگذارید و این کامنت و جمله کلیشه ای لجنو بیشتر همش نزن چون گند تر میشه و فایده نداره رو نذارید)وقتی توی میدون کوچکی به نام فوتبال این همه کثافت کاری وجود داره چه انتظاریه که توی جاهای دیگه این مملکت اتفاق خاصی بیفته؟ به نظرم پرداختن به جریانات فوتبالی لازمه (فوتبال آیینه ای از ....ما)

توضیح: به دلیل اینکه سایت های روزنامه ورزشی ها آپدیت نشده بودند و متعلق به روز پنج شنبه بودند نشد که لینکی از این اظهار نظرها رو اینجا قرار بدهم اما فکر می کنم امروز شنبه بعضیاتون روزنامه ها رو دیدید؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:26  توسط مجتبی امین محمد  | 

سلام

بعد از یه چند روز که حال و روز خوشی نداشتم اومدم امیدوارم که حال همه خوش و خوب باشه.

امروز می خوام به معرفیه چند تا شغل بپردازم.

پارسال اسفند ماه بود که توی شوش بودم و یه چیز باحال دیدم . یه نفر که سنش هم زیاد بود رو دیدم که بین آشغال هایی که از توی جوب بزرگ خیابانی که از شوش می گذرد مشغول سوا کردن و نگاه کردن بین آشغال هسات تا اگه چیزه خوب دید بردارد. توی اون آشغال ها مثلا پیچ و مهره و یه سری آهن خورده در حد نخود و اینا بود که ایشون مشغول سوا کردن بود تا این پیچ و خورده آهن  ها رو بره بفروشه.

امروز هم یه مرده رو دیدم که داشت واشر می فروخت . واشر!!!!

خیلیه ها فکر شو بکن یه تیکه روزنامه انداخته و سایز های مختلفی از واشر رو گذاشته رو یه تیکه روزنامه و داره می فروشه. آی خدا بعضی از این بنده هات از چه راه هایی کسب روزی می کنند.

همین که یه سری آدم اینو فهمدین که گدایی کار بدی است خیلی خوبه و بهرحال با یه چیزی سر خودشو گرم می کنه و حالا اسمشو نمی شه گذاشت شغل ولی باید به غیرت این آدمها آفرین گفت چون مطمئنا گدایی و گدا نمایی ( از اینا که یارو با قیافه مظلوم میاد جلو و میگه که آقا از شهرستان اومدم پولمو زدم و یا هر چیز دیگه که پول ندارم الان شما می تونی 500 تومان کرایه بدی من برم ترمینال؟) پول بیشتری داره تا واشر فروشی و فال فروشی و هزار تا چیز دیگه

 

این قضیه ی قلعه نویی و دایی هم جالب شده وقتی که دایی مثه این گردن کلفتا همچین رگ گردنشو گنده میکنه و با قلدری میگه که تیمی که 2 تا بازیکنشو از دست میده تیم نیست و اینا.

قلعه نویی هم همین امروز جوابشو داد اونم خیلی جالب. قلعه نویی گفت: اين آقا مدعي شده که غيبت دو بازيکن ملي پوش ما تاثيري در نتيجه ديدار با پگاه نداشته است.مي خواستم بگويم اگر راست مي گويد،خودش هم در يک بازي حساس تيم ملي از جواد نکونام استفاده نکند تا معلوم شود غيبت يک بازيکن چه تاثيراتي خواهد گذاشت دايي درست مي گويد؛تيم ملي سالهاست که درجا مي زند،اما اي کاش دلايل درجا زدن تيم ملي را هم اعلام مي کرد تا مردم بدانند.من به شما مي گويم تيم ملي چرا درجا زده است؛يکي از دلايل آن همين آقاي دايي بود که بايد شش،هفت سال پيش فوتبال را کنار مي گذاشت تا جوان ها فرصت خودنمايي پيدا کنند، اما اين کار را نکرد تا بزرگترين خيانت را در حق فوتبال ملي کرده باشد

من استقلالی ام و از قلعه نویی خوشم میاد و از دایی هم زیاد خوشم نمیاد و فکر می کنم دعواهای اینا هم شبیه این دعوای احمد توکلی و احمدی نژاد می باشد پیرامون مدرک دکترای کردان.  توکلی کم کم داره میفهمه موجوداتی هستند به غیر از اصلاح طلب ها که ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 20:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

گذشته از آن که سیاست های اقتصادی دولت تا بدین جا جواب نداده و به قول رفسنجانی کشور را از نظر برنامه ریزی هایی که شده بود و چشم انداز  به عقب برده باید یک واقعیت را قبول داشت و آنهم اینکه همه تقصیر ها به گردن احمدی نژاد نیست.

بعد از بالا رفتن قیمت جهانی نفت که از سال پیش روندی به شدت صعودی گرفت قیمت های سایر مواد پتروشیمی هم که وارد می شد و واردات ایران در قبال پتروشیمی کم هم نیست طبیعتا قیمت واد پتروشیمی هم که خریده می شد بالاتر رفت. مثال نمونه اش همین امسال مثلا در باب پارچه: امسال چندین بار متوالی طی همین 5 ماه قیمت رنگ افزایش پیدا می کرد و نساجی هم که وابسته به رنگ چین است طبیعتا فقط باید پول رنگ دهد و کمی قیمت خود را بالاتر ببرد و گرنه اگر زیاد بالا ببرد مردم دیگر جنس ایرانی را نمی صرفد که بخرند. به طبع آن قیمت نخ هم همین اتفاق برایش افتاد. بعد از آنکه زنان  ایران مدل و نوع پوشش خود را در قبال جنس مانتو تغییر دادند و به نوعی پارچه مواد ( که جنسش طبیعی نیست. کشی است. و حالتی شل و ول دارد) تغییر ذائقه دادند به طبع آن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 1:31  توسط مجتبی امین محمد  | 

لینکی از وبلاگ میکروبیولوژیم

عفونت های بیمارستانی:

این عفونت ها در بیمارستان از بیماری به بیمار دیگر یا به وسیله پزشک، پرستار و سایر کارکنان بیمارستان منتقل می شوند و در کشورهای پیشرفته به میزان 7 تا 12 درصد رخ می دهند.

 

 

اینم عکسهایی ا ز امامزاده مشهد اردهال . دریاچه ملایر . آلودگی محسیط زیست دریا و عکسهایی از زنان روستایی ایران که عکسهای ماه جوئن است.

June (23)

 بعد نوشت:

امروز یه ایمیل به دستم رسید که خیلی جالب و به قولی بچه گفتنی تکان دهنده بود که گفتم اینجا بذارم متنشو تا..

هموطن گرامی

 آيا مي دانيد هيئت دولت لايحه اي را تحت عنوان "حمايت از خانواده" به مجلس شوراي اسلامي فرستاده است كه بر خلاف نامش هيچ گونه تطبيقي با واقعيات زندگي زنان امروز ايراني ندارد؟

اين لايحه در صورت تصويب؛ عقب گردي بزرگ براي برقراري عدالت در خانواده هاي ايراني را رقم مي زند. متاسفانه در ماده 23 اين لايحه نوشته شده كه مرد در صورت داشتن تمكن مالي و اجراي عدالت كه هر دو آنها را هم قاضي تشخيص مي دهد( كه دست بر قضا او هم يك مرد است) مي تواند زن دوم و سوم و چهارم بگيرد و به اجازه همسر اول خود هم نيازي ندارد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 10:49  توسط مجتبی امین محمد  | 

فردا روز مبعث رسول الله است. امروز که شعر های یوسف اسلام و این سامی یوسف رو زمزمه می کردم شعر زیبای فرهاد رو هم با خودم تو خیابون زمزمه می کردم:

والا پیامدار محمد

گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمی ماند

بر بام و استوار

هرگز هرگز

والا پیامدار محمد

 

اقا همینجوری که اینو با خودمون زمزمه می کردیم یه دختر بچه رو که دور و بر 9 تا 10 سالش بود دیدم که داشت توی اون گرمای 3 بعد از ظهر 37 درجه  آدامس میفروشه و راه میره . همینجوری که رفتیم جلوتر و این شعر رو با یه اشتیاق  می خوندم  دیدم که ملت تویه صف بنزین یه کیلومتری وایستادن و بعد از اینکه صف حرکت کرد  و دو تا ماشین معطل کردند که دنده عوض کنند زرتی دو تا خانم با ماشیناشون از بیرون صف خودشونو جا دادند وسط صف خیلی باحال بود تاحالا زنه تجاوز گر به حقوق مردا دیده بودین؟ من که کم دیده بودم شایدم ندیده بودم

خلاصه ماشین عقبیه هم که مرد بود اومد جلو و تذکری داد که خانوم نوبت پس چه؟ که من دیگه سرم و بر نگردوندم ادامه شو ببینم . البته یه دفعه هم خودمون قربانی این تجاوز گری اونم از نوع خانمش بودیم که اونم خودشو جا داد تو صف و عین خیالشم نبود ولی خب بعضی از مردم هم پیاده میشن و معذرت خواهی میکنند ( چه پیشرفتی) که ای وای ندیدم و ببخشید و اینا من تو دلم  میگم اره ما خریم نفهمیدیم تو صف به این درازی رو ندیدی

خلاصه از همین جا به امت شهید پرور( یه سری شون تو چادر زندگی می کنند تو همین تهران ) اعلام کنم که توی تهران حواستون به صف بنزین باشه که بلافاصله بعد از حرکت صف بذارید تو دنده و آسمون رو نگاه نکنید چون اینجا کسی بنزین حروم و نوبت و دموکراسی حالیش نمیشه چه مسلمش چه غیر مسلمش( یارو تجاوز میکنه بعد میگه برو بابا اینجا جنگله منم هرکاری بخوام می کنم توی این جنگل از این جوونای پرو بود که ادم دوست داشت تا می خورد میزدتش)  مواظب باشید!

 

خلاصه والا پیامدار خیلی دوست داریم ولی خیلیم دوست داریم بدونیم اینجا ایران چرا اینجوری شد؟ امروز توی روزنامه نوشته بود عربستان کمترین نرخ تورم منطقه را دارد( و ایران بیشترین). این ملی گرا ها رو دیدید که تعصب ایرانی وحشتناک دارند؟ و هی به این همسایگان  جنوبی ایران میگن عرب سوسمار خور بعد یارو میگه دموکراسی بابا جون دموکراسی با تبعیض نژادی و تحقیر ادم ها و ملت ها نمی خونه چرا بعضیا نمی فهمن نمی دونم. یا این سلطنت طلبها که شورشو در میارن از بس میگن عربای سوسمار خور. بابا والا رفاه و خوشبختی( البته نه اون خوشبختی که جناب احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه ان بی سی گفتش و گفت ایران خوشبخته)و رشد( کی میگه ما رشد نکردیم)  اونا خیلی خوبه تورم هم کم دارند ( این کویت که پولش اند پولهاست) بیکاری و اعتیاد و روسپیگری و یه سری معضلات  و جنایات رو هم ندارند. تازه صنعت هم دارند دوبی رو که ولش کنیم که از سال 2002 بودجه شو از نفت اورد بیرون الان عربستان با کارخانه های عظیم سیمان و نساجی داره تو منطقه حرف میزنه واسه خودش مزارع گندمش هم که کم نیست.

 

والا پیامدار مددی

 

اینم دو لینک عکسی

تصاویری از کعبه خانه خدا و معرفی ان به چند زبان

تصویری از غار حرا

 

بعد نوشت:

این ۴ لینک رو اصلا از دست ندید هرکدوم از یه کدوم دیگه جالبتره

ارزش عقل ( متنی از احمد قابل)

جل الخالق ( متنی از اکبر منتجبی)

امام علی و پیامبر اسلام (متنی از عطا الله مهاجرانی)

 خسرو شکیبایی نمرد کشته شد( این یکی خیلی باحاله و باورنکردنی پستی از مسعود ده نمکی که یادداشت داریوش سجادی را قرار داده)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط مجتبی امین محمد  | 

این باراک اوباما هم موجود جالبی است که اگر منتخب مردم امریکا شود عنوان مرد سال مجله تایم را هم کسب می کند. اوباما که از سیاست های اقتصادی دولت فعلی که منجر به عدم اعتماد شهروندان امریکایی نسبت به فعالیت های اقتصادی شده و رشد اقتصادی امریکا را کاهش داده سود می برد. اوباما امروز با فناوری ای به نام اینترنت توانست مثل حلزونی آرام آرام از سد رقیبان بگذرد و با شعار هایی که بعضی ها معتقدند پوپولیستی است و شعار بیرون اوردن سربازان امریکایی از عراق در طی مدت محدود را امکان ناپذیر می دانند  به پای فینال با مک کین پیر رسید. و حال باید دید که اوباما با سفرهای اخیر خودش که قبلا از سوی مک کین مورد تحقیر قرار گرفته بود که اوباما از سیاست های بین الملل هیچ نمی داند و باید سفر به خاورمیانه کند تا چیز هایی را ببیند و بفهمد می تواند بر مک کین غلبه کند؟

پایان عصربوش، آغازعصر اوباما

 سخنرانی پرشور باراک اوباما در میدان "پیروزی"شهر برلین به طور مستقیم از کانالهای تلویزیونی آلمانی و رسانه های خبری جهان نظیر سی ان ان و بی بی سی به طور مستقیم پخش شد. بی شک توجه رسانه های جهان به نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشان می دهد که باید طور دیگری به او نگاه کرد.

دستنوشته دعای باراک اوباما

این تصویر دستنوشته ای از دعایی است که روزنامه اسرائیلی منتشر کرده است . باراک اوباما این دعا را در حین دیدارش از اسرائیل در شکاف دیوار مقدس ترین محل مذهبی یهودیان قرار داده است. در این دعا نوشته شده : خدایا، من و خانواده مرا محافظت کن. گناهان مرا ببخش . مرا در مقابل غرور و ناامیدی محافظت کن . به من خردمندی لازم را عطا کن تا آنچه که درست و عدالت است انجام دهم . مرا وسیله ای برای اراده خود قرار ده.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 19:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچکی  نبود. یه روز یه بازرگان که مشغول سفر کردن از این شهر به اون شهر بود وارد یه شهر میشه و سعی میکنه در بدو ورود خودش به این شهر مقداری جنس بخره. اگه از شهر خوشش اومد مقداری بیشتر در شهر بماند.

همینطور که مغازه ها را نگاه می کرد از میوه فروشی قیمت میوه ای را می پرسد میوه فروش قیمتی می دهد و بازرگان هم به مغازه ای بعدی می رود بازرگان وقتی دو مغازه را رد می کند صدایی از دعوا بین میوه فروش و یک نفر دیگر را می شنود بر می گردد و این جملات را می شنود:

فرد معترض به میوه فروش: من شنیدم که تو به این غریبه چه قیمتی دادی و قیمتی پایین تر از قیمتی که من از تو سوال کرده بودم را دادی، تو هنوز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 0:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe