خلاصه ای از سخنرانی های برگزار شده در همایش دین و مدرنیته 2 در حسینیه ارشاد:
محسن کدیور از پنج کاستی روشنفکری دینی نام برد: غلبه نسبی فرهنگ شفاهی و ژورنالیستی، سیاست زدگی، فقدان نقد مدرنیته، رنجوری از ناسازگاری و عدم انسجام، ناتوانی در ارائه اندیشه ایجابی و اثباتی.
یوسفی اشکوری هم مثل کدیور نقد روشنفکری دینی را فرصت خوبی دانسته و از این عملکرد تمجید کرد. اما یوسفی اشکوری سخنرانی خود را از دیگران متمایز جلوه داد و روخوانی از نوشته خود کرد که این امر از جذابیت سخنان او کاست.
نوبت رضا علیجانی بود که با تقدیر از مقاله خانم شادی صدر که ضعف روشنفکران دینی و سکوت معنادار انان را در مقابله با مشکل دست دادن خاتمی با خانم ایتالیایی که معلوم نشد انجام شد یا نشد را مشکل امروز روشنفکران دینی دانسته بود خودش بگوید روشنفکران در این زمینه ناتوان بودند و براستی روشنفکران دینی با تمام ادعاهایی که دارند در مقابل این مسئله ساده هیچ حرف و سخنی انجام ندادند واین ضعف روشنفکری دینی است.
حجت الاسلام ادیب اما ضعف روشنفکران دینی را در ارائه تفاسیر جدید از قران و ارائه قرائت جدید خود از دین دانست و گفت در زمینه تفسیر قران هیچ گامی از سوی اینان صورت نگرفته که این یک ضعف اشکار است به غیر از بازرگان و بعضی از اقایان که در ایات قران پژوهشی انجام داده اند روشنفکران دینی هیچ تفسیری از قران انجام نداده اندشاید به همین دلایل باشد که ( تفقه جدید تفسیر جدید و پاسخ به پرسشهای دینی که پاسخ داده نشده یا پاسخ مناسب داده نشده ) روشنفکری دینی در متن مردم خود را پیدا نکرده و در عرصه عمومی حضور ندارد.
در پانل دوم که پسر عبدالکریم سروش برای خواندن مقاله پدر روی صحنه امد جلائی ور و سارا شریعتی منتظر شنیدن سخنان سروش بودند تا نهوبت به خودشان برسد. سروش هم از نقد اخلاقی گفت.
جلائی پور:
ضمن ارادت به سروش که زمانی شاگردش نیز بوده گفت تقسیم بندی دینداری اقای سروش سه گونه است
دینداری معیشت اندیش
دینداری معرفت اندیش
دینداری تجربت اندیش
99 درصد مردم ایران دینداری معیشت اندیش دارند ولی سروش به دینداری معرفت اندیش و تجربت اندیش کار دارد و نظر دارد. که این خود مشکلی است.
تفکیک اسلام هویت و اسلام حقیقت: با این تفکیک انسان میرود دنبال اسلام حقیقت و باز بیشتر مردم 99 درصدشون دینی هویتی دارند نه حقیقتی( اسلام حقیقی همراه اسلام هویتی است) تاکید سروش بر دین حداقلی و دین حداکثری: ایا دین حداقلی احکام ندارد؟ مسئله ندارد؟
بخش مهمی از دینداری و روحانیون و حاملان رسمی دینی است ایراد و اشکال به روشنفکری دینی است که نمی توانند گفتمانی با روحانیت بکنند.
روشنفکری مسلمان در مصر می گفت احیاگری در ایران در خارج از روحانیت صورت می پذیرد و روحانیون کمی هستند که به دنبال احیا گری باشند
ادبیات روشنفکری دینی خیلی انتزاعی است ما باید با ادبیات شیعه و سنی حرف بزنیم باید کاری کرد که مخاطبین شیعه و سنی بفهمند
دینداری یک وجهش عقلانیت است اما وجه های دیگری هم دارد قلب و دل و احساس و ترس و... از دیگر ابعاد جمعی دینداری است.
روشنفکران دینی ابعاد جمعی دینداری را باید خود برگزار کنند و خود اقدام کنند. اگر این کار صورت نگیرد حرکت روشنفکران دینی زود سرد می شود. روشنفکران دینی هنوز وامدار روشنفکران قبل از انقلاب هستند کسانی چون یدالله سحابی طالقانی بازرگان و تقی شریعتی هستند.
( لوپ سخنان جلائی پور به این بر می گشت ه چرا روشنفکران دینی مراسم و عبادت های جمعی دینداری را خود انجام ندهند؟ چرا باید انحصارش به روحانیت بر گردد)
سارا شریعتی هم شکاف بین دغدغه های مردم و مباحث روشنفکران را معضل دانست و گفت من هم اظهاراتم شبیه اقای جلائی پور است.
روشنفکران دینی کمتر در دین اجتماعی و در دین جامعه نقش داشته اند. در باور ها تاثیر داشته اند نه در تعلقات.
نوبت حجت الاسلام خسرو پناه رسید ایشان هم با این اظهار نظر که اعتقادی به روشنفکری دینی ندارند و اینها ( روشنفکران دینی) فقط ترجمه می کنند و اثار فیلسوفان را بومی سازی می کنند. اندیشه ها ترجمه است و بومی می کنند و اهل گفتگو و مناظره علمی نیستند مناظره علمی نه در بین مردم که مردم برایی ایشان سوت و کف بزنند من تعجب کردم که چنین همایش برگزار می شود چون ایشان نقد به خود نمی کنند اما ما در قم خود را نقد می کنیم روحانیت را نقد می کنیم و... ما اهل نقد و نظر هستیم
ضمن اینکه ایشان حسابی به سخنان رضا علیجانی واکنش نشان دادند و گفتند که ایشان مگر فقه خواندند و مگر چیزی می دانند که دست دادن با خانم را مجاز می شمارند؟
در ادامه سخنان ایشان که حسابی به روشنفکران دینی تاخته بود همهمه ای در سالن پیچید و با هم حرف می زدند و اعتراض می کردند.
یوسفی اشکوری که مدیر این پانل بود بعد از اتمام سخنان ایشان گفت ما خود روزگاری روحانی بودیم بهار و پاییزش را دیدیم هم قبل از انقلاب بودیم و هم بعد از انقلاب شما جوانید و حالا حالاها مانده است .
ما قبول می کنیم که در قم بیاییم و با شما گفتگو کنیم و سمینار برگزار کنیم و نقد کنیم همدیگر را ولی ایا شما حاضرید به ما قول دهید که یکسره از قم به اوین نرویم؟ ( حاضرین همگی کف زدند)
یوسفی اشکوری که در عرض چند دقیقه کوتاه حسابی اعتراض خود را به این روحانی جوان نشان دادند با خوشحالی حاضرین روبه رو شد هر چند که یک جوان گفت او خوب یارو رو نشست اگه اغاجری بود حسابی از خجالتش در می اومد.
پانل سوم با ویدیو کنفرانس که پخش مستیقیم از امریکا بود با سخنان سید حسین نصر پیگیری شد حاضرین که بیشتر به تصویر نصر نگاه می کردند تا کلام او. اما تصاویر تکه تکه جلو می رفت و صدا هم کیفیت جالبی نداشت . نصر هم باز از سنت گفت و گفت
مصطفی ملکیان سخنران بعدی بود که گفت من خیلی دوست داشتم که نقد خود را به سخنرانی های امروز بگم ولی اصولا اعتقادی به روشنفکری دینی ندارم ایشان در ادامه از دکتر علی شریعتی تمجید و تمجید کردند و با تشویق حاضرین روبه رو شدند.
سعید حجاریان هم خود کوتاه کلامی گفت و مقاله خود را پسر شیرزاد( نماینده مجلس ششم) سپرد تا او مقاله اش را بخواند.
این هم عکس های من از همایش دین و مدنیته 2