تبليغاتX
ghajarboys

ghajarboys

قالب وبلاگ دچار مشکل شده ظاهرا از وقتی که زلزهامده توی قالب این وبلاگ هم زلزله اومده هر کاری کردم درست نشد مثل اینکه باید قالب عوض کنم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 9:52  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:23  توسط مجتبی امین محمد  | 

زمین لرزه ای دقایقی پیش تهران را لرزاند

هسته مرکزی این زمین لرزه در کاهک قم بوده به بزرگی ۹/۵

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:22  توسط مجتبی امین محمد  | 

 شاید این جزو دفعات اولی باشد که به جای واژه وفات از واژه شهادت برای دکتر علی شریعتی استفاده می کنند. این رویکرد را می شود در سی امین یادمان او دید. سمینار سه روزه ای که یک روز از ان گذشت به نام دیروز امروز فردا.

سی امین یادبود اورا موسسه بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی، دفتر پژوهش های فرهنگی دکتر علی شریعتی و موسسه حسینیه ارشاد برگزار می نماید

سی امین یادمان شهادت دکتر علی شریعتی

حسینیه ارشاد

جدول برنامه ها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 19:6  توسط مجتبی امین محمد  | 

در حالیکه انفجارهای ناراحت کننده در حرمین امامین هادیین  ( از یک جنوبی شنیدیم که در قوم عرب احترام را به پدر می گذارند نه به پسر و از انجایی که پدر امام هادی است و پسر امام عسگری پس بایستی گفت که امامین هادیین نه عسگریین متاسفانه صدا و سیما هیچ حالیش نیست ) بار دیگر صورت گرفت.

ایت الله خامنه ای ولی امر مسلمین همچنان بر حفظ وحدت در جامعه مسلمین تاکید کردند اما.

خیلی جالبه که در همه جا بر حفظ وحدت تاکید می شود اما احزاب مختلف هیچ توجه ای به این قضیه نمی کنند امروز در فلسطین به خصوص در نوار غزه درگیری های زیادی بین گروه فتح و حماس شکل گرفته که کشته هایی هم داده است مردم نوار غزه که در این وضعیت جنگ داخلی اسفبار به سر می برند در حال کوچ کردن به مصر هستند

نه اسماعیل هنیه و نه محمود عباس حاضر به اتش بس کلی نیستند فعلا یه یک روزی اتش بس داده اند اینها همه در حالی است که دانشجویان در فصل امتحانات به سر می برند

وحدت در هیچ کجا نیست نه در لبنان نه در عراق و نه در فلسطین.

تلاش دشمن نبایستی باعث شود که تقصیر این عمل ها را به گردن او بیاندازیم این اعمال نشان دهنده ان است که ما تلاشی نکرده ایم نه اینکه مقصر دشمن است اینها نشانه کم کار بودن جامعه مسلمین است نه استکبار جهانی و قص الهذا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 10:37  توسط مجتبی امین محمد  | 

سوالی که ایمیل زدم به مخابرات:

 می خواستم بدانم که به چه دلیل وبلاگ من فیلتر شده
لطفا علتش را برام میل بزنید
www.ghajarboys.blogfa.com

جوابی که شنیدم:

 shoma nemitavanid be site haee ke ghablan filter gashteand dar site khod,,link dahid,,lotfan linkhaye khod ra check kardeh va anhara remove nameed...
site shoma baz khahad shod,,"LOTFAN NATIJEH HAZFE MAVAREDE FOGH RA DOBAREH BE MA EMAIL NAZANID

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 20:40  توسط مجتبی امین محمد  | 

در این چند روز تعطیلات به شمال رفتم به شهر علمده رویان امروز. رویان شهری است که درست بقل شهر نور ه .  رویان با ابشار اب پری که در ارتفاعات جنگلی خود دارد می تواند بیشتر از اینها رشد کند و در صنعت توریسم حرفی برای گفتن داشته باشد

مسافرت جالبی بود خصوصا برای من که می توانستم عکس بندازم اصولا برای عکاس مسافرت یک هدیه است. در این مسافرت از حیوانات گوناگونی چون حلزون،  سوسک خوشگل، گاو، لاک پشت و مار عکس انداختم اون سوسک رو که شانسی گیر اوردم اون لاک پشته رو هم که از لای تخته سنگای ساحل دریا گیر اوردم بعد یه اقایی که دید دارم از لاک پشت عکس می گیرم  یه مار ابی که گرفته بود رو بهم داد که از اونم عکس بگیرم از این لحاظ خیلی مسافرت خوبی بود.

راستی هیچ نمی دونستم که در ارتفاعات البرز میشه خشخاش وحشی هم گیر اورد جا تون خالی از این گیاه پر خاصیت هم عکس انداختم

خیلی جالب بود هیچ وقت تو ایران کاکتوس از نوع صحراهای تگزاس امریکا ندیده بودم یه برنامه مستندی از شبکه چهار نشون میداد  که گل اون کاکتوس یا همون میوه شو حیوانات بیابان  می خورند و فوق العاده خاصیت داره. خلاصه منم خوردم خیلی خوشمزه بود برای تشنگی هم مفیده.

تجربه جالبی بود هم حیوانات هم گیاهان جدید رو از نزدیک لمس کردم

یه چیز جالب این اولین بار بود که وقتی رفتم شمال له له دریا و شنا تو اب رو نزدم.

حتما عکسهای زیبا رو تو فتو بلاگ می ذارم اهان یه چیزی یادم رفت. رفته بودیم کافی نت رویان که دیدم وبلاگ فیلتره تا حالا خودم ندیده بودم که وبلاگ فیلتره ولی خوب وقتی دیدم یه حسی بهم دست داد حالا نمی دونم ادرس وبلاگ رو عوض کنم یا اینکه به همین منوال ییش بره؟

همه دورو بری ها می خندن به ما میگن مگه چی می نویسین که فیلتر هستین؟

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:0  توسط مجتبی امین محمد  | 

صبح هنگام وقتی که با دوستان قرار کوه ( البته این دفعه نه برای کوه نوردی بلکه برای تفریح ) گذاشته بودم دیدم که ماشینی که پیکان نام داشت مسیری را کوتاه کرده بود و در خلاف جهت رفته بوده که نمی دانم چه شده بود چپ کرده بود نمی دانم با چیزی برخورد کرده بود یا نه به این خاطر که انجا شلوغ شده بود ساعتم هفت و نیم صبح بود پیش خودم گفتم ایا می ارزید ادم مسیر راهشو اینجوری کوتاه کنه که مسیر زندگی شو برای همیشه حذف کنه؟

در برگشتنه راه که سوار ماشین یکی از این دوستان بودیم طبق معمول جوانگی، دوست راننده با ماشینش لایی می کشید و با یک ماشین دیگر کورس انداخته بود. انهم در خیابانی باریک

اینکه چقدر می ارزد که ادم این کار را برای تفریح انجام دهد را کاری باهاش ندارم چون همیشه سوار ماشین اینجور ادمها و اینجور دوستان شده ام

ترس و لذت خوب با هم اجین می شود

یکی از دوستان می گفت این هنر است و من که تجربه این هنرورزی ها را خود حس کرده بودم می گفتم هنر نیست زیرا که اتفاق فقط یکبار می افتد و اگر همیشه و برای همه می افتاد ان وقت اسمش اتفاق نبود.

خیلی جالب بود که صبح چیزی دیده بودم که ظهرش ممکن بود برای خودم و دیگران یش اید.

امروز به ملاقات کسی داشتم می رفتم که در میانه راه فهمیدم او فوت کرده عرق سردی بر صورتم نشست. گاهی اوقات ادمهایی تو زندگی وجود دارند که درسته نسبت دوری با ادم دارند  ولی خیلی نزدیک  هستند با ادمی. بعضی اوقات بعضی ادما ...

تعطیلات خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 21:5  توسط مجتبی امین محمد  | 

ـ اون پیچ تلویزیون و بچرخون ببینم  این وایستاده تو میدون چی داره میگه؟

ـ میدونه چقدر اشنا ه

ـ اره انگار میدون الرزاقه

ـ ( تلویزیون)  در میان این چند سال اخیری که نیروهای ائتلاف در عراق حضور دارند  مردم بی گناه زیادی کشته شده اند و خیلی از اونها رو من و شما می شناسیم کسانی که قربانی تروریسم شدند امشب می خوام خبر جالبی را به عرض شما برسانم  امدیم در این میدان تا به طور مستقیم این خبر را برای شما بفرستیم

 به نقل از منابع امنیتی کشورمون امروز در میان این چند ساله تنها روزی بوده که هیچ کس حتی تروریستها کشته نشدند

ـ ( سوت و کف مردم)

ـ ( تلویزیون) به امید روزی که ثبات و ارامش فقط یک روز نباشه

ـ ( پیرمرد) مگه میزارن؟ این یارو چه خوشه

ـ ( کارگر جوان) تا ابد که نباید کشته بدیم

ـ ( مشتری) کاشکی همه چیز مثل قبل بود

ـ ( جوان تحصیلکرده) اره همه چیز مثل قبل بود همه چیز مثل قبل خفقان اور بود اون صدام لعنتی اه. بد بختیم که هنوز داریم اینجوری فکر می کنیم یه سر برو اردن می فهمی ما کجا گیر کردیم و اونا کجان

ـ ( مشتری‌ ) شاید داریم هزینه می دیم هزینه دموکراسی

ـ ( پیرمرد) اینا همش کشکه. هه دموکراسی!!!

ـ اوه چی شد؟ برفکی شد؟

ـ ( پیرمرد) بزن الجزیره

ـ ( تلویزیون ) به یک خبر فوری از عراق که هم اینک به دستم رسید توجه کنید مردم فلوجه که در میدان الرزاق جمع شده بودند تا تنها روزی که هیچ کس در عراق کشته نشده بود( طی این چند سال حضور نیروی های ائتلاف ) را جشن بگیرند توسط بمبی که در ماشین تجهیزات  فرستنده شبکه .... کار گذاشته بود شادی شان به عزا تبدیل شد از میزان کشته و زخمی ها فعلا اخباری به دست نیامده.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 20:38  توسط مجتبی امین محمد  | 

می خواستم چند تا مطلب کوتاه مثل نا قهرمانی استقلال و ... بنویسم که جریانی پیش اومد که فکرم رو به خودش مشغول کرده

مسئله این است توهم

جریانش اینه که من اومدم خونه بعد مهمانی در خانه مان بود بعد گفتن که تو چند دقیقه پیش کلید را چرخاندی؟ ودر را باز کردی ؟ منم با تعجب و با اطمینان گفتم نه

خلاصه از اونا اصرار که ما دیدم در یه کمی باز شد اندازه نصف بند انگشت و از من انکار که من الان اومدم و دقایقی قبل در را باز نکردم

نه اونا اهل دروغ و شوخی بودن و نه من بی خودی سر به سر کسی می ذارم

خلاصه الان شدیدا متوهم شدم که یکبار بیشتر در را باز کردم؟ نکردم؟

از طرفی هم اگه دزد بوده باشه می بینه که دم در کالسکه مهمان و کفش مهمان وجود دارد و کیلد نمی چرخاند و در را باز کند. انقدر که دیگه دیوونه نیست

در و مادرم هم که تو خونه بودن کسی هم که کلید و نداره؟ پس کی بوده؟

این جاست که باید گفت

Oh my god

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 0:29  توسط مجتبی امین محمد  | 

ـ ببخشید؟ می تونی به من بگی کی بود که شبا دیر می اومد؟ کی بود که توی مسافرتاش اصرار می کرد که مسافرتش کاریه و بنده نمی تونم بیام حتما تو این مسافرتای مثلا کاریت  هم با ایشون بودی؟ هی می گم اون صدای کیه؟ میگه صدای تلویزیونه خر خودتی اقا

ـ خفه شو  هرزه کثیف  رو بالشت جنابعالی موی بور کوتاه پیدا کردم اونم چه زمانی،  بعد از همون مسافرتی که جنابعالی می گید

ـ خوب به من چه؟

ـ ما تو این خونه ادم مو بور داریم؟ که روی بالشت تو موی کوتاه بور بوده؟ از اسمون اومده؟

ـ انقدر سر من فریاد نکش خودت چی؟ انقده تابلویی که هرکی دست به موبایلت بزنه می فهمه چه خبره

ـ زنیکه فضول. همه که مثل تو فضولی نمی کنن ببینن تو موبایل ادم چه خبره ،  تازه بد بخت تو که از من تابلو تری. هه خانم رفته باهاش تو پارک ... قدم زده. ابرو پیش دوستام نموند

ـ اِ اِ ابرو هم می دونی چیه؟ خوبه والا

ـ اره لعنتی. می دونی تو مثل چی هستی؟

ـ مثل چی؟

ـ مثل جلبک روی اب خودتو در اختیار اون می ذاری

ـ تو چی؟ اگه من گیاه باشم که خوبه بد بخت. تو مثه حیوون می مونی که جز به ... به هیچی فکر نمی کنه

ـ خود فروش  از خدامه که سنگسارت کنن

ـ وقتی جنابعالی با یکی دیگه رابطه داری اشکال نداره وقتی ما زنا باشیم و با یکی دیگه رابطه برقرار کنیم انگاری 10 تا ادم کشتیم منتها اگه مردا 10 بار هم به زنشون خیانت کنن اب از اب تکون نمی خوره به رو خودشون هم نمی ارن

ـ به خواب بابا. اصلا به تو هیچ ربطی نداره دوست داشتم با یه زن خوشگل تر از توی زشت رابطه داشته باشم

ـ ( می خندد) گذشته اقا اون زمانا که بخوای با این حرفا لج منو در بیاری اتفاقا منم از رابطم راضی ام خیلی از اینکه با این مرد خوش تیپ رابطه دارم لذت می برم هرچی هست بوی گند زیر بغل تو رو نداره

ـ کثافت ( یه تو گوشی) حالا بر بر داری منو نگاه می کنی به رابطه و لذت خودت با یه مرد دیگه افتخار می کنی؟  بی حیا

ـ به ما که رسید شدیم بی حیا؟ خودت چی تو رابطه داری بی حیا نیستی؟ فقط بلدی بزنی وحشی.  نگاه کن خون اومد دماغم

ـ بهتر، فردا می ریم دادگاه تا دیگه یه زن هرزه رو تو خونه خودم نگاه نکنم خیانتکار

ـ خودت خیانتکاری، ما چمون بود؟ مشکلی داشتیم زرتی رفتی با اون خوابیدی؟ چه مشکلی با من داشتی .  ما که در کنار هم به خوبی و خوشی داشتیم زندگی می کردیم عشقمون رو فروختی به یه نگاه  دیگه؟

ــ اول تو شروع کردی

ـ نه خیر اول جنابعالی خیانت کردی

ـ ثابت کن

ـ باشه ولی نه اینجوری

ـ خوب چه جوری؟

ـ روی یه ورق تاریخ روزی که با اون خوابیدی رو بنویس منم می نویسم اون وقت معلوم میشه که کی زود تر خیانت کرده

ـ قبوله

( بعد از چند دقیقه)

ـ خوب کاغذتو بده ببینم فقط دروغ ننوشته باشیا

ـ مگه من مثل توام از هیچکی نمی ترسم راستشو نوشتم تو هم کاغذتو بده

( بعد از خواندن کاغذ ها)

ـ ( فریاد) نه

ـ (فریاد) نه

( گریه زن،  بغض مرد)

ـ لعنت بر اون سه شنبه

ـ چه ساعتی بود؟

ـ ساعت 6

ـ وای خدای من، مثل کابوسه نکنه با شیطان بودیم؟

ـ چرت نگو

ـ اخه منم ساعت 6 ....

ـ نه؟!!!!!!!!

 

اینم یه سری عکس راجه به غروب خورشید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 16:20  توسط مجتبی امین محمد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:51  توسط مجتبی امین محمد  | 

با اجازه حاجی کنزینگتون دلم نیومد تو پیوند روزانه بزارمش پس گذاشتمش اینجا تا اینجوری حتما این لینک رو ببینید در مورد این عکس فقط باید نوشت بدون شرح

حتما این شیوه مهرورزانه دعوت به اعمال حسنه است. پس خواهرم، تبریک، مسلمان شدی!

اینم کاریکاتور نیک اهنگ کوثر در این رابطه

در ضمن فراموش نشه که

 این هفته پنج شنبه
86/3/3
ساعت 11 صبح سلسله درسهای فهم تاریخی اسلام با حضور دکتر محمد مجتهد شبستری  در سالن کتابخانه حسینیه ارشاد پی گرفته می شود.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 13:43  توسط مجتبی امین محمد  | 

Share/Save/Bookmark Subscribe